Machine transcription
-( ١٠٢ )-
بعد از کمی بعضی حیوانات چارپای بسیار تیزدوی دیدند که هاربر آنها را شناخته گفت:
- وای قانغورو !
پانقروف - آیا کوشتش خوردنیست ؟
ژه ده ئون - اعلایك مهمانی شکمهاست .
بمجردیکه از زبان ژه ده ئون اینسخن برآمد، ناپ و پانقروف در پی قانغوروها
بدویدن افتادند . هر قدر که رفقای شان فریاد کردند که گرفته نمیشود ولی آنها گوش
نداده بر دویدن دوام نمودند. بعد از چند دقیقه بیهوده مانده و خسته شده پس گشتند.
توپ نیز با گرفتن چیزی کامیاب نشده بود . پا نقروف نفسک زده بيك اضطراب
مهندس را گفت :
- موسیوسیروس بهمه حال تفنگ ساختن لازم است . آیا این ممکن خواهد بود؟
مهندس - بلکه ممکن است اما در اول امر تیروکمان بسازیم بعد ازان برای تفنگ
می اندیشیم .
پا نقروف - آیا تیروکمان ؟ اوه تیروکمان بچه کار میآید ! آن يك کار بچه بازیست ! !
ژه ده ئون - کبر نکنیم موسیو پانقروف . باروت و تفنگ هنوز از اختراعات دیو
زه است . حالاً فکر تیروکمان از صدها عصر پیشتر سلاح یگانه جمعیت بشریه است .
زیرا اگرچه آلات ناریه نويك چيزيست اما بکمال تأسف بیان میشود که محاربه ها
بسیار قدیمست .
پانقروف - حقدارید موسیو سپیله .. من همیشه همچنین سخنان بیفکرانه میگویم.
مرا معذور بدانید .
ها ربر - ذاتاً گرفتن اینحیوانات نیز بسیار مشکلست . چونکه این قانغوروها
بقدر دوازده قسم میباشند که يك رقم آن سرخ و دیگر آن ...
پانقروف سخن هاربر را بریده گفت :
- هاربر! برای من يك نوع قانغوروست که آنهم رقم خوردنی آنست والسلام .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
