Machine transcription
( ٢٢٤ )
درینروز باز داماد نوجوان بعزم زیارت نوعروس بالطافت و آن خویش
آمده بود. ژان دست در بازوی نامزد خویش انداخته بنابرانکه شیر ،
و حیوانات سائره خودش را بدو نماید در باغچه بیاورد . و از همه پیشتر
برای نشان دادن شیر بسوی قفس آهنین شتاب نمود .
شیر وقتیکه درمیان بازوی محبوبه خویش يك جوان بیگانه را مشاهده
نمود مانند عاشقی که از دیدن رقیب در آتش رشك وحسد بسوزد قوه غضبيه
مفترسه اش بهیجان آمده بنظر بسیار نفرت و دیده غضب وحدت بسوی
موسیو هانری دیدن گرفت. و مانند جنون زدگان صحرای عشق و بیخودی
دندانهای ستم پیشه اش را بر یکدیگر سائیده به نعره بسیار مهیبی غریدن
گرفت . ژان که چون در میان دو عاشق شوریده خویش مانده بود
ا خالت غضب و تهور شیر را هیچ ملتفت نشده بود . بلکه بخیالش میرسید
که شیر چون هیچ گاهی در باغچه کس دیگر را ندیده بدین سبب بر موسیوها
نری غضب ناك گردیده است . لاجرم موسیو هانریرا خطاب نموده گفت:
- موسیو ! قبل از انکه ترا بشناسم اول محبتیکه در دنیا با کسی کرده ام
همانا این حیوان بیچاره بوده است .
- موسیو هانری - گفت: بلی شیر حیوانیست که شایان محبت است.
- ژان - گفت : شیر من نیز مرا خیلی دوست دارد بفرمائید تا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
