Machine transcription
( ۲۲۳ )
لطافت پیرا من ژان میاندوخت . روزیکه مادموازل ژان بسوی قفس
شیر دیرتر میآمد فریاد و فغانهای شیر بعیوق میرسید . و تاژ ان نمیآ مـداز
خورد و خواب سراسر محروم میماند .
تا آنکه رفته رفته شیر بچه يك شیر عظیم الجثه مهابت منظری گردیده بود.
ژان نیز بسن هجده نوزده سالکی قدم نهاده یکدلبر پری پیکری گشته بود.
لكن ژان چون از جنس حیوان نبود لاجرم مدت عمر خودش را
با حیوان نمیتوانست بسر بیا رد . نی بلکه انسان بودلهذا وقت آن رسید
که بعنوان والده موصوف گشته يك عائله از ذریت خویش تشکیل بدهد
یعنی نوعروس حجلهٔ لطافت ، وسعادت گردد .
پس موسیو ( هانری ) نام جوان خوش چهرهٔ توانگری ماد موازل
ژان را طلبکار گردید. و چون موسیو هانری از اصحاب ثروت و جنسیت،
و من كل الوجوه شایسته و سزاو از زوجیت ماد موازل ژان بود لاجرم
موسیو بولیه نیز به رای دختر خویش بخواهش موسیو هانری موافقت
نمود . والحاصل ماد موازل ژان نامزد موسیو هانری گردید .
موسیو هانری نیز از برای مشاهده جمال نامزد جوان خویش بخانه موسیو
پی هم رفت و آمد گرفت .
یکروزی بود که سه روز باجرای رسم از دواج شان باقی مانده بود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
