Machine transcription
( ۲۰۷ )
عاشق ـ قوهٔ باصرهاش بجز رؤیت دیدار محبوب ، وقوهٔ سامعهاش بجز
شنیدن آوازو پیغام محبوب ، وقوهٔ لامسهاش بجز از لمس وجود و متعلقات
محبوب ، وقوهٔ شامهاش بجز شمیم زلف مشکین و یا یادگار محبوب ، وقوهٔ
ذائقهاش بجز بوسهٔ لب شکرین محبوب بدیگر چیزی پرداختنش از محالاتست.
وكذلك حواس باطنیهٔ مرد عاشق نیز بجز اشتغال محبوب بدیگر چیزی
صرف شدنش غیرقابل است : مثلا در قوهٔ مدرکهٔ عاشق بجز تصور ادراك
دلدار ، و در قوهٔ تخلیهٔاش بجز خیال وصال یار ، و در قوهٔ متصرفهاش
بجز تذکر حسن و جمال گلعذار ، و در قوهٔ واهمهاش بجز وهم و بیم فراق
و حرمان نابکار ، و در قوهٔ حافظهاش بجز محافظه و نگهبانی عشق ومحبت
محبوبهٔ جفاکار دگر چیزی صورتپذیر نیست . و این حواس عشرهٔ عاشقان
دلباخته بداندرجه کسب لذت ، و اخذ قوت از متعلقات محبوبهاش بر میگیرد
که لذایذ جمیع کائنات ، و اشیای جمیع موجودات در نظرش خوار و بیمقدار میماند.
در خصوص اثبات اینمسئله که ( عشق عبارت از اجتماع حواس است
در محل واحد . ) حکما و مدققین خیلی مختلف شدهاند . حتی بعضی از
مدققین هر يك از حواس بشریه را در حرکات و اموراتش مستقل ومستبد
قرار داده اجتماع جملهٔ حواس بشریه را در يك محل محال پنداشتهاند . و در
صدد اثبات آن گفتهاندکه : (مثلا يك گل خوشرنك بسیار قشنگی دیده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
