Machine transcription
( ٢٠١ )
— چیز دیگر : . . .
فلورا گفت — : چه چیز ؟
شاعر — گفت : هر روز تکرار اینکلمه . . .
پس فلورا خندیدن گرفت . الحق حالت شاعر شایستهٔ خندیدن بود ؛
زیرا از کثرت شادی نمیدانست که چه طلب کند ، و چه بگوید . شاعر را
حضرت پیر عشق بحالت پانزده سال پیش ازینش رجعت قهقری داده
بود . یعنی طفلش ساخته بود !
درین اثنا ، یکی دروازهٔ كوشك را دق الباب نمود .
فلورا — گفت : چه کسی ؟ داخل شو !
دروازه باز شد . يك خدمتکاری درامد .
فلورا — گفت : چه خبر است ؟
خدمتکار — بکمال ادب و تعظیم ، گفت : مهمانان آمده اند. و جناب
مادموازل را منتظر نشسته اند .
فلورا — گفت : بسیار خوب میآئیم.
خدمتکار برفت . بعده فلورا شاعر را مخاطب نموده گفت :
— مهمانانیکه آمده اند از احباب عزیز ماست . تاييك هفته درینجاخواهند
بود. بفرمائید تا برویم ، و ترا با ایشان معارفه نمایم . در میان ایشان موسیو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
