Machine transcription
( 149 )
غزل
از کلام درر بار والد بزرگوارم حضرت طرزی صاحب
که از مکه مکرمه فرستاده اند
فرزند من !
بحضور حضرت ( کعبه ) میباشم . قصد میکنم که خواهشی نخواهم ،
وهیچ دعائی نکنم . لحظه نگذشته جلوۀ می بینم که بیخواست هزاران
دعا بر زبان میگذرد . اینمضمونرا مطلعی بستم آن مطلع بمقطع منتهی
شد . یعنی غزل غرائی گردید . اینست که برای آن فرزند مینگارم :
چو محراب خم ابروی او در چشم ما آید
دعا بخواست برلب از دل بیمدعا آید
بطوف معبد شوقش به اظهار عبودیت
بعزم سجده سرها یکقدم چابك زپا آید
پئی رنك عبادت ریختم عمری درین مینا
که از سعی طواف او بدل شاید صفا آید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
