Machine transcription
( ١٤١ )
میان شما حقیقت را بیان میکنم . در خصوص چشم حق بدست چینی،
و در حق ابرو نیز رومی ، و در باب لب و بینی حق بید. غولی ، و در خصوص
رنك نیز تا یکدرجه زنجیر اذی حق میپندارم اما آن آفت جان که مرا
دیوانه و از عقل و هوش بیگانه نموده است اوصافیکه شما کردید چون بر
وی لطیف ، وسیمای ظریف آن محبوب دلر با تطبیق میکنم هر كدام
تانرا تا یکد رجه ذی حق میدانم . دنباله های چشم محبو به من مانند
نوکهای بروت شاعر رومی تاب خورده و بینیش مانند یکدانه انجیر کوهی
برون بر آمده. ولبهایش همچون شفتالوی تازه آبدار بلکه گرده تر و تازه
تر. و زبان دل نشانش از میان آن لبها مانند تخم آن شفتالو بنظرم جلوه
گر میگردد . و این چهره دلارارا دوا بروی مقوس طويل عريض احا
طه کرده است که از دیدن آن قر بان شدن مر اضر و ریست . آخ ازرنك و
جود آن – آخ از رنگ وجود آن ! در بخصوص اگر چه تا یکدرجه شاعر
زنجی را حق میدهم اما از برای خدا بگوئید که در عالم از فجر شمالی بهتر و
خوبتر چیزی هست ؟ آیا سبب اینهمه لطافت فجر شمالی بجز همان سرخی
رنك دگر چه چیز است؟ اینستکه محبوبه من نيز بر نك اين نور سرخ فجر
است و قتیکه او را در آغوش میگیرم چنان کمان میبرم که آن فجر لطیف
شمالی را در آغوش کرده ام . آه آه ! اگر از خرام آن دلا رام سخن رانم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
