Machine transcription
۲۳۵
همان وقت آنشاه راه یقین بیامد بدروازه اش در کمین
چوز و حلقه بر در نمودش صدا برون آمد آن مرد از آن سرا
بگفتش که زحمت کشیدی بسے ولی بود مهمان خوانم کسے
نماند از طعام و بخور دو برفت بتو زحمت اینجای بیجا می رفت
بگردید عثمان حیرتی زراه بگفتا که قسمت نبود از آله
چو برگشت بشنید دیگر ندا که بر گرد پس ای شه اتقیا
بیامد پس و باز گفتش چنین که نانی نمانده است ای دل حزین
غرض چند بارش براند و بخواند هر بار بر وی دعائی بخواند
به آخر بعذرش بگفت ان لئیم که ای پاک دین ولی کریم
در این بد مر انیقدر امتحان زحلمت چه اندازه باشد نشان
که آشفته گردی ازینکار من و یا اینکه حلم آوری ای سر من
چو بشنید عثمان از یحرف باز بخندید و گفتش بعجب ناز
که ای مرد دانای راه هدی خدایت کند خیر و نیکی عطا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
