Machine transcription
۲۸
شاهی بشهر یاری نشاند که نه چون تخته سطر بخش بباد هنر میت بر افشاند تا بدیده اعتبار بر عهدی
روزگار غدار ناپایدار و بیوفای سپهر مکار را مشاهده کند باید که برین غرور او فراچه نشود که فلا
تغرنكم الحيوة الدنيا وبزخارف مموه بلمع جاه و مال و نعمت دو روزه فانی آن گره نگردد
لان اولها البكاء واوسطها العنا واخرها الفناء ورنه بافیونی ماند که پایش در اثنای
راه لغزید و بچاه افتاد هنوزش خیال اینکه بحجره خانه خود رسیدم قضا را نابینائی نیز بدین
بلا مبتلا گردید افیونی بانگ بر زد که کیست که در خانه مردم اشراف بدون اجازت بیک
ناگاه داخل گردید اعمی گفت که هی در چه خیالی این خانه نیست بلکه چاه است افیونی
گفت خیر هر چه بادا باد راست بگو که پیشه تو چیست گفت قند فروشی گفت از بهر خدا
دانگی بگیر و قند بده انتهى حكى عن بعض الملوك انه جست الريح في بطنه حتى قرب الى الهلاك
فقال كل من يزيل عنى هذا البلاء اعطيته ملكى فسمعه شخص من اهل الله فجاء ومسح يده
على بطنه فخرجت منه ريح منتنة وتعافى الملك من ساعته فقال يا سيدى اجلس على سرير
المملكة انا عزلت نفسى فقال الرجل لاحاجة لى الى متاع قيمته ضغطة منتنة ولكن انت اتعظ
من هذا الشئ الذى اغتررت به قيمته هذا روحه ۱۷۸ و اوحى الله تعالى الى داؤد ع
انى منزلك و ذريتك الى وارسلتها على اربعة اركان احدها ان اخرب ما تعمرون والثاني
ان اقطع ما تصلون والثالث ان اميت ما تلدون والرابع ان افرق ما تجمعون روح ع ۲۳۷
و بیقین داند که چون دنیا با دیگران وفا نکرد با و هم نکند چه مدار علمیه دنیا او هن از نسج عنکبوت که
ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت وبنای آن بے ثبات و ثبوت است قال بعضهم ومن
العجب ان الله تعالى لو ملاء العرش مع تلك السعة من حبوب الذرة وخلق طيرا اكل حبة
واحدة منها فى الف سنة لنفدت الحبوب ولا تنقطع مدة الا ومع هذا الا يخاف بنوادم من
۱ بد شده بود باد ۱۲ ۲ باد بده ۱۲ ۳ گوز دادن ۱۲ ۴ که فریب خوردی تو ۱۲ ۵ یعنی جزعظم ۱۲ . در جانب قوی تر
از جحا ض دیگر ۱۲ ۷ سستی بافت ۱۲ ۸ این آیت در رکوع آخر جزء ۲۰ ۹ یعنی ارزن ۱۲ ۱۰ یعنی تمام میشود دانه ها ۱۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
