BrowseTuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr → page 34

Page 34

Tuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr · pages 1–258


Page image — the source of record

Scanned page 34 of Tuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr

Machine transcription

۲۷ والذهب من الارض هوشنگ فی عصر ادریس عم وكان ملكاً صالحاً واعيا الى الاسلام و اول من وضع السكة على النقدين الضحاك مرحوم ۱۱۱۲ ح ۲- پس پادشاه خردمند صاحب نظرو سعادت موفق مؤئید از جناب حضرت حق جل ذکره آن ست که بنور فراست شاهانه نظر کند در احوال زمانه که این کهنه پیر مکار و بیوفا ے غدار از ابتدای عهد فلک دوار تا انتہاے کار روزگار چندین هزار برنای چون نگار و جوانان چون نوبهار را شوهر گرفت و هر یک را هزاران ناز و نشاط بیک دست در بر میکشید و بدست دیگر بخنجر قهر میکشید و تا توانی ازین لذت فانی خود را برمانی و بیقین دانی که نوش انے نیش و کمال ای زوال و راحت ای عین جراحت ست کر اصحت داد که با خر علیلش نه کرد و کرا عزت داد که عاقبت ذلیلش نکرد و کرا به تخت با عزت سلطنت نشانید که عاقبتش به تخته خاک ذلت نه خوا با نید و کرا بآب وصال شاهد مقصود سر سبز و خرم و شاداب گردانید که عاقبتش بشعله جان سوز آتش فراق مبتلا و کباب نگردانید و کدام سر را ببالین نهاد که نبرید و کدام شکم را پر کرد که ندرید کر انوش داد که نیش نزد و کرامان داد که نمک بر دل ریش نزو لقمه گوشت پیش که کشید که عاقبت پوستش بخشید استخوانی بکنه بخشید که عاقبت مغزش نمکید و کرا جان داد که از مرگ امان داد و کرا کلاه شاہی بر سر نهاد که عاقبت سرش را بباد فنا نداد و که دل در و بست که عاقبت پشتش نه شکست، و که از و خندید که بر و نخندید و کدام دوست را بخواند که عاقبت بدر و شمنش نراند و کدام عزیز را بنواخت که عاقبت بهزاران مذلتش نگداخت و با که نرد و فا باخت که عاقبت بادنه دغا باخت و کدام بیچاره را امیر کرد که عاقبتش نه اسیر کرد و کرا در مملکت وزیر گردانید که نه چون مملکتش زیر و زیر گردانید و کر ابه تخت له ضحاک بالفتح و حای مشدد یعنی بسیار خنده کننده و نام پادشاه ظالم که در میان شانه او جراحت پیدا شد و در ان مار پیدا گردیده بود که دمان آدم غدام آن ماری شد و آخر ضحاک بدست فریدون گرفتار گردید و لفظ ضحاک بمعنی پادشاه مذکو معرب ده اک ست یعنی خدا وند ده عیب و آن ده عیب این ست اول زشت روئی ۲ کوتاه قدی - ۳ بیدادگری - ۴ در و غگوئی - ۵ بد دلی - ۶ بدبینی - ۷ بسیار خوری - ۸ بے شرمی - ۹ بے خردی ۱۰- بد زبانی و یکی از ثقات نوشته که وقت تولد دو دندان پیشین داشت چون مادر و پدرش عرب بودند از روی تفاول ضحاک نام کردند یعنی بسیار خنده کنند و این قول عند عقل راجح ست ۱۲ ع ۲۲ بفتح اول وسکون ثانی دوال موظه یعنی پیره زن سال خورده ۱۲ ع

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tuḥfat al-amīr fī bayān-i sulūk al-mulūk va al-tadbīr, page 34. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0238/34 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0238/34
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record