Machine transcription
اجل از دست ساقی ازل نوشیده و جان عاریتی بجانان حقیقی سپرده داعی حق را لبیک گفته از
دار فانی بسرای جاودانی انتقال فرموده حق قضی نحبه^۱ رحمه الله رحمة واسعة انا لله وانا
الیه راجعون و بعد از فوت کسانش چنان کردند که فرموده بود آواز غیب بگوش جان شان رسید:
که ان مالک نجی من المهالک الهی این بنده شرمنده را که از کثرت گناه و معاصی سرافکنده ست
در نفس باز پسین قرین لطف عمیم و ندیم رحمت عظمیم خود گردان بمنه وکرمه امین امین امین فرد
چو دریای رحمت تلاطم کند : گنه صاحب خویش را گم کند : حسن المصباح^۲ فقد^۳ طلع الصباح
حکی ان رجلاً ببلخ امر عبده ان یزرع حنطة فزرع شعیرا فحصدها فرآه وقت حصاده فساله^۴
و قال زرعت شعیرا عنی ظن ان ینبت حنطة فقال یا احمق هل رایت احداً زرع شعیرا فحصد
حنطة فقال العبد کیف تعصی الله تعالی و ترجو رحمته اما علمت ان الدنیا مزرعة الاخرة
فتاب الرجل واعتق غلامه فمن ایقظه الله عن سنة^۵ لغفلته عرف الله وكان في
تحصیل مرضاته ۱۲ و م ۳۸۳ ج ۳ و حال حیات آدمی درین جهان غدار نا پایدار و روزگار ناسازگار
زمان بس تیره و تار و نایابی فضایل و انبوهی رزایل جز این نیست که قدر رقدیر و جهل جاهلان
و فسادشان در جوش و خروش و چراغ بازار علم و علمای حق گوئی و حق نیوش در غایت
کساد و خمش فرد ابلهان را همه شربت ز گلاب قندست : قوت دانا همه از خون جگر
می بنیم : و شادی این جهان ست بنیان غم اندود کو شربت او زهر آلود ویده ها از و گریان
سینه ها از و بریان جگر ها از دست او کباب و سینه ها از سیلاب طغیان او خراب فرد از ان
سر درآمد ای کاخ دل آویز : که چون جا گرم کردی گویدت خیز : روی ان رجلاً اشتری
داراً فقال لعلی رض اكتب القبالة فكتب بسم الله الرحمن الرحیم اما بعد فقد اشتری مغرور
من مغرور داراً دخل فیها في سكة الغافلين لا بقاء لصاحبها فيها الحد الاول ینتهی الى الموت
^۱ه النحب بمعنى المدة والوقت يقال فلان قضى نحبه اذا مات ۱۲ ص ^۲ه بالكسر بمعنی چراغ ۱۲ ^۳ه بمعنی گم کردن ۱۲ م
^۴ه بالكسر بمعنى مقدمه خواب یعنی نعاس ۱۲ ح :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
