Machine transcription
گذاشته و شیوۂ ظلم زشت که در ان نارضائی جناب حضرت خداوند جل ذکره وسد راه
بهشت است از برای خود مختار و پسند کرده در جواب گفت تا ذرہا ای کونو ا کا بی ذر
فی الزهد والتقوی القمر لکمرای اعاملکیم معاملة عمر رض فی العدل والانصاف روحم
ولا عم یعنی شوید شما در زہد و تقوی و نکو کاری مثل جناب حضرت ابوذر غفاری که حدیث
ما اظلت الخضراء ولا اقلت الغبراء اصدق من ابی ذر رض در شان اوست کہ یکی از احاد
رعایا و افراد برایای زمان سراسر امن وامان جناب حضرت عمر رض بوده کہ من معامله کنم باشما
معامله جناب حضرت عمر رض را که با رعایای خود داشت از عدل وانصاف دور از اعتساف
و درین اشارت است باینکه نمیباشند حکام دولات مگر بقدر اعمال رعایا در صلاح و فساد
قال رسول الله ء کما تکونوا یولی علیکم فرد دهقان سال خورده چه خوش گفت با پسر
کای نور چشم من بجز از کشته ندروی قال ء اعمالکم عمالکم قال النبی سیاتی زمان
لامتی یکون امراء هم علی الجور وعلماؤهم على الطمع وعبادهم علی الریاء وتجارهم على
اكل الربا ونساءهم على زينة الدنيا پس در حین شمول حادثه ظلم وستم و نزول واقعه هائله جور و
الم بر ہر یکے از مسلمانان برداشتن دست انابت با میدا جابت بدرگاه ذی جاه عالم پناه
پذیرنده عذر عذر خواه حکیم فهیم حاذق درو آگاه طبیب لبیب علت گناه بتضرع و زاری بسیار
و جزع و فزع بے شمار در اطراف لیل و نهار خصوصاً در وقت اسحار بتوبه واستغفار الزم
بلکه محتم است يقال من كمال الفضل والنوال يا قارع الباب من طلب منا عذرھا فلیلزم عتبتنا
مساءً وصباحاً که تا دریای محیط و بے کنار ومنتہای رحمت بے علت وغایت جناب
حضرت خداوندی عزاسمہ در جوش و خروش آمده داد و فریاد و خروش بے تنا ہی شان در معرض
قبول افتاده عفو تقصیرات شان را نموده ملوک و امرا وسلاطین زمان را بالای شان
له یعنی سایه نکرده آسمان و جا نداده بر سر خود زمین راست گوتر از ابوذر غفاری رض ۱۲اج ۲ بضم دأو تخفيف لام و
فوقانی جمع والی بمعنی حاکمان و دوستان و به تشدید لام خطاست همچنین قضات به تخفیف ضاد جمع قاضی ۱۲ ع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
