Machine transcription
زنگی بدست افتاده است پرآب غب
در تماشاکاه خوبان دیده بازیها کند
خال نبود برلب چاه زنخدان شما
هرکه چون آئینه طرزی گشت حیران شما
جواب واقف
خال نیلی نیست برلبهای خندان شما
غنچه پیکان چو از خنده کردن بشکفد
چشم مشتاقان بره چون سرمه دان افتاده است
بسکه مور خط هجوم آوردای شیرین لبان
گوشه گیران هرطرف چو تیر از کیش وفا
بر صفای تیره روزان خم خود بسنگرید
شور وغوغا تاکی اندازید ای شیرین لبان
خون طرزی را دیت خود نیست از کیش وفا
از اشارت داغ نشیب زنخدان شما
در هوای خنده لبهای خندان شما
تا مکر آرد صبا گردی ز دامان شما
نیست جای مو بگرد شکرستان شما
پر برون میآورد و نهال پیکان شما
صبح دارد در بغل شام غریبان شما
شهر شد پرشور از شور نمکدان شما
عاشقان قربانی شو قند قربان شما
بر روش بیدل
هرکه شد آئینه سان باچشم حیران آشنا
هر شکوماکه دل شد با سخندان آشنا
برنفس آتش ز دل چون بوی کل آید بیرون
با بد و نیک جهان آئینه سان یکرنگ شد
گوهر مقصود از گرداب اشک آید برون
زاهدان خشک چون عارف زجان آگاه نیست
غنچه خندان بگلشن گریه می آرد بیاد
گر بزرگی بایدت طرزی به نیکان یارشوم
محوخود گردید و شد با نفس جانان آشنا
دلنشینهای حرفش گشت با جان آشنا
هرکرا سر شد بیا دش با گریبان آشنا
طبع ناهموار هرکس شد بسوهان آشنا
گرشوی در بحرغم با چشم گریان آشنا
مرغ آبی نیست چون ماهی بعمان آشنا
گر تبسم را کنی با لعل خندان آشنا
میرسد در بزم شه شخصی به دربان آشنا
درومیدن روضه منوره اشرف انبیا محمد مصطفی صلی الله علیه و علی اله و سلم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
