Machine transcription
روزی بدری پاشا شرحی مطولی در باب اسیای خود بیان کرد که حضرت دل
سرگشته شد این غزل را ساخته پیش شان خواندم خیلی خرسند شدند شلهم
بهر نان سرگشته ام از بس بملک اسیا
همچو گندم میخورم مشت سنگ اسیا
بسکه در راه تلاش رزق چابک میدوم
گرد الود است گویم مشو سنگ اسیا
میرم از بس فرو در کام زق خلق را
کرد گرد خویش کردم چون تفنگ اسیا
بهر صید اهوی دلهای خلق کشته چشم
میدود بر گرد گلستان پلنگ اسیا
دانه دلهای مردم را برد مانند اب
دوره دامان رقص شوخ و شنگ اسیا
گرد خود از حرص گردد در تلاش اب و نان
پیچ حسرت خورده تا در پای لنگ اسیا
چونکه جیب ارزونیش پر شود دار د شتب
از تهی دستی بود بر جا درنگ اسیا
بار خود کشا سر س از سنگ جنگلهای او
هست در اصلاح صیقل دانه جنگ اسیا
گر نباشد اب نان از جا بردارد قدم
دانه همیز نیست بهر پای لنگ اسیا
زیر و در اسمان طرزی بپرس از براهم
دانه ام افتاده ام در زیر سنگ اسیا
از برادران بدری پاشا جمیع اموال خود را به بنای اسیائی مصروف کرده اثر سیلاب برد ا؟
غزل که پیش بدری پاشا خواندم شان مشق کردند
هر که شد سرگشته از بهر بنای اسیا
میشود چون دانه اخر گرد پای اسیا
نقد هستم از خجالت خاک گشت و اب برد
بسکه گرد خود دویدم در بهای اسیا
خانه و دکان و مال و اعتبار و ابرو
جمله را چون دانه میسازم فدای اسیا
دانه را خورد اسیا و اب یا را اب برد
بعد ازین من گرد خود گردم بجای اسیا
اب پرخوردن سقوط اشتها می اورد
سرد از سیلاب شد زان اشتهای اسیا
نعره سیلاب در گوشم نوای ماتم است
از مصیبت و نوحه پیچم برای اسیا
بر صدای رود رعد از بس می سلاح زد
چون سر مستان جانلغزم بپای اسیا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
