Machine transcription
از پا فتاده ایم زما سرکشی مخواه
نشود نما کجاست نهال شکسته را
صیاد در کمین رم صید وحشی است
دون همتی است بستن مضمون بسته را
مضراب شوق بر رگ دل چند میزنی
آهنگ نیست رشته تارگسسته را
ای گل مش ز خواری ما دامن غرور
بی سبزه باغبان نکند بسته دسته را
زحمت برای صید دل ما عبث مکش
نتوان گرفت آهوی از دام جسته را
طرزی بگوی دوست جدائی چه ممکنست
نتوان زجای برد غبار نشسته را
بروش بیدل
کو در کفیکر آورده چشم اور بانم را
که همچون خار بر لب سرمه میسازد فغانم را
ندانم شعله شوق که آتش در بجان من
که همچون شمع سوزد مغز هر شب استخوانم را
زنوک هر خس خار چمن صد رنگ گل جوشید
بستان آرد ارباد صبا برک خزانم را
ندانم عندلیب نغمه پرداز کیم یارب
که از شوق جیا در دیده ساز د آشیانم را
چنان صف لب شیر نت ای شیرین بیان کویم
که یاد لعل شیرین تو می بندد زبانم را
زبس گشتم نشان تیر ناوک آن کمان ابرو
بغیر ناوک او کس نمی یابد نشانم را
باین بیطاقتی دل را بکوه غم چه میسنجی
بیکحسرت تو ان سنجید جان ناتوانم را
چوگل صدرنگ خون خوردیغ مگذار در دلشگفا
بچشم کم مبین طرزی خزان بوستانم را
بطرز بیدل
اگر رخصت دهم یکدم زدن آه دما دم را
چو شام زلف خوبان تیره سازم روی عالم را
کجا با حرص همچون آسیا فردوس سازد
کجا رجنت برون یکدانه گندم کرد آدم را
بدل زخم نمایان دارم از دست گل اندام
که از بس جسم مرهم میکندار و زخم خاتم را
خوشا میخانه و رندان قلاشش که از دستی
نداند چون سفال کهنه خم ساغرجم را
بمحفل نگاه خاشن دم زقربت مکرن ای زاهد
که آنجا کمتر از بیگانگان دانند محرم را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
