Machine transcription
از اتش رخ تو دل چو شمع میسوزد
که من کرم تو روغن بود چراغ مرا
ز دشمنی فلک کاسه باز مینمائی
چو غنچه غوطه بخون میدهد ایاغ مرا
دل شکسته در اغوش داغ نومیدی
مدوش حسرت خمیازه بسته باغ مرا
زسوز سینه افسرده ام چه میپرسی
باتش جگر خود برشته داغ مرا
دلم بگوشه چشم تو رفته است بخواب
زغمزه خار مزن گوشه فراغ مرا
دل کباب من اخر رساند جان بلبش
طلب بچشمه حیوان رساند راغ مرا
ز بس بدشت جنون اشنا ندرم دارم
رسیدن م وحشت کند باغ مرا
خیال چین سر زلف تابدار بتان
چو دام زلف قمر بشک کرده داغ مرا
بمجرم خنده دم باد صبحدم گلزار
دیده بپیرهن غنچهای باغ مرا
جواب صائب
داد ما دیدن آن آئینه رو دست مرا
چشم از خوب و بد سرد و جهان بست مرا
صورت نقش دو عالم بنظر آئینه شد
داد ما ائینه از روی تو در دست مرا
نقش بیداریم ائینه نه بیند در خواب
گر ازین دست برد باد تو از دست مرا
هر زمان پیش تو چون شیشه بسرميغلطم
میکند نزاکت مست تو ز بس مست مرا
فرق از خانه زنبور ندارد دل من
ناوگ غمزه ناز تو ز بس خست مرا
بسکه اشفته تر از زلف پریشان شده ام
نتوان صورت جمعیت دل بست مرا
مومویم چو سر زلف تو از خویش رود
داد تا دست خم زلف کجت دست مرا
بشکنیه خم قلاب دو زلف تو بلاست
کی توان ماهی دل رست ازین شست مرا
صور حشر بقیامت نکند بیدارم
که چنین دیدن چشمت برو از دست مرا
بسکه دلجوئی هر قمری و بلبل کردم
چون صنوبر همه تن صورت نال است مرا
هر زمان طره ی از ان زلف سخن شانه کنم
که ز صد جای خم زلف تو بشکست مرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
