Machine transcription
۶۵۶
چون نیست ترا سر ترحم
ناچار بران سرم که من نیز
گیرم ره و رسم بی وفائی
وز خاک درت کنم جدائی
بند ششم
از هجر رخ تو ای گل اندام
تاریکتر است صبحم از شام
مرغ دلم از جفا و جورت
رم کرده ز آشیان آرام
تأ کی پاسے بقول دشمن
بررحم دلم نمک ز دشنام
نه جرعه جام خود کرم کن
کمین بوسه بود برسم پیغام
از بهر طواف خاک کویت
دل بسته ز راه دیده احرام
ما منتظر هلال عیدیم
ابرو بنما ز گوشه بام
گردید مثل بحرف تعریف
تا شد قد و زلف تو الف لام
آسوده دلان خبر چه دانند
از محنت رند در دآشام
کی عشق کشد نخست آغاز
عاقل که خبر بود ز انجام
جان باختن است رسم این راه
سرمنزل عشق نیست خمام
ای حور پری نژاد خود رای
وی سرو سمن عذار خودکام
زان چشمه قند و لعل نوشین
کامم چو نمیدهی بناکام
گیرم ره و رسم بی وفائی
وز خاک درت کنم جدائی
بند هفتم
ای مرهم ریش دردمندان
درمان دل نیازمندان
چشم سیه تو میبرد دل
یاقوت لب تو میدهد جان
دل با تو سپر د مست مشکل
جان پیش تو دادنت آسان
هر کس که ببیند آن لب لعل
دیگر نکند حدیث مرجان
بگنجد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
