Machine transcription
۵۵۳
رباعی
دریای رسول ابر نیسان فیض است
مہر شبنم او جهان جهان فیض است
هر قطره او ز نسیم ابر رحمت
پر نم یم آب ناو دان فیض است
رباعی
دی قامت خود بجلوا چون سرو آراست
گفتا که نقد توان قیامت آراست
گفتم که بخر باو همتای قد تو
چون سایه نمیتواند از جا بر خاست
رباعی
این بوته گل که در چمن جلوه نماست
نسرین و سمن گفت که رعنا زیبات
طرزی بنوا گفت نه رعنا زیبات
طاؤس زیستی بچمن بال کشاست
رباعی
ای چشم تو برده دل ز هشیار و مست
وی روی تو بیکجان عمل آورده بدست
تا چند بشعله فراقت سوزم
گفتا در آتش من ای عاشق مست
رباعی
میلم به بسوی باده رنگین است
می خوردن تلخ نه مرا آئین است
بوسی زلبت بده که گویم مستی
نوشیدن لعل تو می شیرین است
رباعی
الفت که بطرز الفتش مانی نیست
صیادی خاطرش بآسانی نیست
در کار محبت و وفا و الفت
با طرزی خود چنانکه میدانی نیست
رباعی
گفتم ای که از چه روزت زرد است
نالید و چه درد چهرہ ات پر گرد است
گفتا که رخ چو سیب چون نار یکی
رخ زرد و بچهره گرد و دل پر درد است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
