Machine transcription
نماند ملکه خواب جگر ار چشم تر طرزی بروید سبزه و چلون از کنار باغ و راغ من
جواب صائب در کابل گفته
در فانوس دل از بردن شمع داغ من کند خورشید شغل رو شن ابز دود چراغ من
شود چون کاسهائی پر خون حلقه گرداب بملک موج اگر دریا نویسد حرف داغ من
كزلف پریشانرا میان جمع بکشوی که سنبل میکند کل اندک دود چراغ من
کتان خیال کیت یارب سینه تنگم که چون شبنم چکد خورشید از اطراف باغ من
زشوق بوسه لعل لبت ای شعله خوی من بلب تبخاله دار و از حباب می ایاغ من
دل پر داغ من چون خال بر کنج لبش باشد وطن بر چشمه آب بقا بگرفت زاغ من
ورای کاروان نگتم از باغ بیرنگی زرنگ و بو بکل نتوان کردن سراغ من
درین بجزا یمنم از شورش موج خطر طرز که از گوش صدف شد چون کنج فراغ من
بر روش بیدل در قندهار گفته
بمیدادم کر بند دگر آن شوخ مست من ترنگ شیشه غفور خیز دار شکست من
بمان سایه نشستم سمت تمنایش بلند و پست امکانست یکسر زیر دست من
چو ساغر میکند قالب تهی از شوق میخواران عرق آلود اگر آید بزم آن می پرست من
خدنگ آه درد آلودم از پیشون می آید حذر کن ای کمان ابرو که پر عنایست شست من
ازین پس بر رخ آئینه راز دل رقم سازم بمعنی ننگرد چون دلبر صورت پرست من
حباب بحر ایجا دم زبنیادم چه میپرسی که تا مژگان کشایم بر رخ خود نیست بست من
گرا سر و سنان نسبت قدش کنم طرزی چو نقش پای خاکم نشاند طبع پست من
بر طبق بیدل در کابل گفته
سر از خود گذشتن دارد از بس گوشه کیر من رود بخاک همچون موج می نقش حصیر من
غبارم گرد باوم دود آهم ناله سردم ز اقبال جنون برباد میگردد سربر من
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
