Machine transcription
۵۱۵
ای بسته رقم گرامی نخواهست
یارب سیاه باد چو موی تو روی من
طرزی ز من جو عمر بگریت در گذشت
این آب رفته باز نیاید بجوی من
بر روش بیدل در قد بار گفته
ای مشتعل ز درد خجالت عرقی کن
از خون جگر دامن دل را شفقی کن
او کشرق داعبت لب خمیازه حت
ای شمع دمی باش و وداع رمقی کن
خوابی خط موهومی تحقیق ندانی
چون خامه دل از ناله و فریاد شقی کن
اندیشه دمی چند زند راه شعورت
از تخته مرد و جها زا ورقی کن
جائیکه جها ز اورق سجده فرو است
عرقی ز خطا خنجر نگیر و سبقی کن
یک ناشی او با من نا جلوه ندارد
یکوی ز خود دور شو و یاد حقی کن
طرزی با و بگاه تمنای وصالش
از شرم اگر آب نگردی عرقی کن
در جواب بیخود در کابل گفته
زبس دزدیده ام در دل خیال ان لب لعلون
می نابم ز رگها میچکد هر دم بجای خون
زبس رنگین سواد افتاده نقش صفحه رویش
عرق چون گر خون میچکد زان عارض کلگون
بسان موج در بحرم نباشد همعنان تایی
بسان کرد بادم کس نگیرد بر لب مامون
نفس بر لب مرا چون آسیا پر کرد میخیزد
ز بس گردیده ام سر کرده خویش چرن کردون
منصور شت از تصویر نقش خویش گردانی
ز کلک جلوه گر آید چو بیرون شاهد مضمون
سرشک نمکین پار نای دل چنان بمالد
که کوئی جای موج اخکر فتاده دن میحون
زبس کردم که طرزی بخشم سرمه الودش
چو سیل سرمه می آید که از دیده ام بیرون
در کابل بیمار خواهش دوستی ای گلشن نام خار گفته
هزارغان کرده ام بیاد رویت جای کلشن
دلم چون غنچه شد پر خون دوریت بیای گلشن
رخ گلگون نما تا دل کنم فرش را پایت
قدم کن سجه تا جانرا کنم مشت فدای کلشن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
