Machine transcription
چون تو ماهی نیست اندر اسمان
چون قدت سروی نباشد در گزین
آفتاب و ماه هر شام و سحر
آید و بر درگهت ساید جبین
داد ایمان تا بزلف کافرت
شد برى طرزی ز آئین و دین
جواب میرزا عبدالواسع حکیم در کابل گفته
چو پیری داد بر ضعف جسم ناتوان من
غباری گر فتد بر من شود خورد استخوان من
شهد ان عهد بیمر ایشان از گلشن بی میل
که آتش خنده گل میزند بر آشیان من
چنان در دل شرار عشق آتش زد که هر ساعت
سحابی ناله آید شعله بیرون از دهان من
بجز سوز محبت نیست حرفی بر زبان ما را
بسان شمع آتش گرفته بر استخوان من
ز اشگ لاله گون چهره ام زرد و ضعیفم
دهد بر زعفران چون کشت زار ارغوان من
ز بس کردیم وصف آن دو چشم سحر ساز او
بسان سیل اندر سر مرسیغلطد زبان من
جواب شوکت در کابل گفته
چشم مستش سکه با ما کرده نیرنگ فسون
خامه سان از سر مه خوردن دلم ام کرد وخون
حیرت دل میکند وحشت خورد کا زا بت پا
ناله هم شکل ربون آید ز زنجیر جنون
چشم الفت مدار از گنبد گردان چرخ
نیست جای استقامت زیر کوه بیسون
سر نوازی با نیند نیستی نگیرد امتزاج
ناتهی گردید از می شد صراحی سرنگون
گشته پر تبخاله بر لب اشک را موج سراب
گوئیا آن لعل میکون کرده در کارش فسون
با د مژگان گت نا بر دلم خنجر کشید
بر مشامم میرسد هر لحظه از دل بوی خون
بسکه بر دل خورده ام پیکان بیداد کسی
جای آه از دل خدنگ ناز می آید برون
موی اوکش آموز طرزی تا کنی جذب قلوب
جهل انرا حکمت کل شد بگلشن رهنمون
مستمیع بیدل در قندهار گفته
شانه سان گر شودم حمله اعضا ناخن
عقده وا نکند از گره ما ناخن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
