Machine transcription
ای رواج پنهان پست طبع دون مزاج
لیک شرم کردن مهدی ندانست نقص پای من
من که بر پاییش بیاد خبر از خودرسته ام
کرفراموشم کند ایاد خود بس رای من
کر بود ایشان دل بکندز وحشت کل کند
چون شرر در سنگ نتوان پیشتر اخر اس من
تا عرق بر روی کلکونش تماشا کرده ام
بوی کل خیزد بجای نشه از صهبای من
در طلب فنی از بسکه طرزی کم شدم
رنگ فرصت میبرد امروز از فردای من
بر طبق بیدل در کامس کشه
تا برون امدز کلشن ان بلا بالای من
باغ را صحرای محشر کرد بر غوغای من
خاکساران ترا چندان اساس ابرو داد
کرد باد خاک کو هر خیزد از صحرای من
بسکه محو صورت هستی در همی کشته ام
هست هر جا در دل ائینه خالی جای من
باده کلکون چو محبت بوی بیرنگی دهد
پای بر خواب پری زد قلقل مینای من
شور غفلت پای سعیم را ز مقصد دور داست
ساخت زنجیری مرا بر جای خواب پای من
بسکه دل طرزی بیاد سجده با شش رخت
مسجدی فرش چین و پن سایه از سیمای من
جواب کلیم در هند بار لکشته
از هجر رویت ایند کلکون عذار من
شد غرق خون چو لاله دل داغدار من
از عکسم اب صاف کل آلود میشود
از بس کندر است دل را عذار من
غیر از خیال زلف کبابم، بخت نبود
اندر شب فراق کسی غمکسار من
طفل سرشک را که چو جان پرورم
اخر ز دیده رفت نیامد بکار من
خط بر ست از لب لعلش شده عیان
از بسکه نازک است رخ کلعذار من
طرزی ز فرقت قد روان یار
شد جوی خون ز دیده روان در کنار من
این غزل در دار بصیر رمضان در شام کشته
چهره مطلب عسیر از انتظار اید برون
از میان کنج اخر اژدہار اید برون
در بطاق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
