Machine transcription
دوزلف خم شده در گوش او چه میگوئی
مقصد کشتن جان حزین حیرانم
بآن دو چشم سیه مست زلف کافرکیش
ببرد جان و دلم بلکه دین و ایمانم
زحال زار خرابم چه پرسی طرزی
که کشته دم تیغ تغافل آنم
در شام شریف گفته
شو بکر عشق او چون پروان تک تکنم
مگر مانند حباب از ضعف بر خود بشکنم
از دلم رب نفس ناگرده طوفان میکند
یکسلدار هم چو تار موج رگها بر تنم
میکرد گردانم از یاد رخش از شخص غیر
از رخ آئینه عکس خود بدندان میگنم
خواهم گرجه از وضع سبکر وحی چو باد
لیک در وقت غضب صد لطمه بر دریا زنم
از جای خجر تیر چرخ آسمان
نیست غیر از سایه تیغ حمایتی ما منم
من که هر اس مرکز بیت دار افتاده ام
نی ترسیم من شعله بر خود بال حشت میزنم
چون سپند از بسکه مشتاق تماشای توام
در حضورت خویش بر روی تش افگنم
ندیم چشم مردم آب میکردم چو اشک
میگزد در اسن شرم محجلت ما و منم
میکر طرزی بی رخ ماهش حسرت بطپم
گشته همچون خار ماهی تار در پیراهنم
ردیف النون دیوان طرزی صاحب
من اشعاره در شام گفته
ضمیر خاموشی که میداند زبان بیاز من
از غبار سرمه چون مژگان دلا و از من
سنگ در گهسار من از بس لطافت آشیانست
دوش بینا میکشد از نازکیها ناز من
صبح شام فقرند چون گنج بر اوج کمال
جغد عنقا را کند در قاف معنی باز من
چشم غفلت بسته جهان بس شبیخون دارد
سر سحر نامند صبح است تک و تاز من
رنگ نه برویم ندارد نغمه عشاق را
همچو بوی گل بود نازک صدا در ساز من
خانه دل را نفس آئینه بندان میکند
جلوه پردازی کند چون دلبر طناز من
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
