Machine transcription
تشنهگان عشق را طرزی پر پرواز است از طپیدن میتوان کردن سراغ بسمل را
بر روش بیدل فندار گفته
زروزگار وفا خسته بسکه ناکامم
بسان زهر شود شهد ناب در کامم
چنان خراب مراکرده گردش ایام
که سخن خانه گذشت از لب با مم
ز بس نشتر غم بسکه بر جگر خوردم
مشبک است جگر همچو چشم بادامم
هزار گونه دعا گویشم ز صدق صفا
دو لب اگر بکشاید ز بهر دشنامم
ز شوق آنکه مرا دانش بجنگ افتد
چوچشم میروا ز شوق دیده دامم
چه شد بدور سرش کر هزار ره گشتم
که آن غزالهوشی نمیشود را مم
رفیدهام گذشته از ان سبب هرگز
که نیست هیچ روئی حاصل نامم
بر طرز بیدل در قند هار گفته
ملول خاطرم از مضمون وضعف الحال ایامم
صداقت خوانم صورت احوال ایامم
ز بس کتب بخیر کردهام در مکتب عشقت
سراپا حیرتم آئینه احوال ایامم
ز وضع بی ثباتیهای ایجاد وجه پیری
بشه راه فنا بازیچه اطفال ایامم
بسان شمع سر تا پا زبانم لیک خاموشم
ز بس خامش بیانم بازبان لال ایامم
بگوش حیرت پیش طپیدن قد از بادم
بزیر خنجر او بسمل بال ایامم
بیاد قامت سرو بلند فتنه انگیزش
چو قمری ناله گردم ناله گشتم مال ایامم
چو دوران کرزان زکر د شکر دون پرین
ز بس دارم تسلسل در دل و سال ایامم
درین غفلت سراچندان گرفتاریم که پنداری
بطول آرزو پارسنگ آمال ایامم
بیاد بوی پای نگارین کسی طرزی
ز بس پیچیدهام بر خویشتن خلخال ایامم
جواب محمد امین جان عندلیب تخلص در کابل گفته
ر بس از بزم وصل انچهره سان بخویش حیرانم
زطرز جلوهٔ حسنش بنجر حیرت نصیبانم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
