Machine transcription
۵۰۰
شاید کم دماغ من طرزی سخن نمیزند من میکوچه وارسم چون میکو نمیرم
جواب صائب در قندهار گفته
خون میخورد بیاد لبت مردمان چشم شد گلشن از خیال رخت آشیان چشم
خار مژه زجلوه رخسار گلرخان هر یک چوشاخ گل شده در بوستان چشم
در هر نگاه چشم بیا زاست صد سخن فهم رسا کجاست که داند زبان چشم
تیرو کمان ناز تو از غمزه چنک افکنده در میان دل در میان چشم
رستم ززخم خاره مژه ورنه هر زمان بوسم نشان پای ترا با دہان چشم
کارم ز دست چشم بد یوانکی رسید یا رب خراب باد مرا خانمان چشم
روی ترا بدیده ندیدیم ای صنم هر چند چون نگاه تو ئی در میان چشم
طرزی بحسرت لب لعل پریوشان یا قوت ناک اشک د دار میان چشم
جواب صائب در قندهار گفته
زنجوش حسرت اغوش آن نسرین بنا کونم بسان ماه نو از خود تهی مانده است اغوشم
کز از ساغر خمر و چشم باده نوشیدم که پیش لعل میکون تو چون جام مد هوشم
عجب گر ناله ام زنک صدا خیزد که از حیرت بیاد آن لب و گفتگو چون غنچه خاموشم
نمی آغان کپی خیرا کوی میفروشی آیم میدانم نمیفهمم کرمی خورده هوشم
ہمان بهتر که از سینه مستان نهان ماند مکن بی پرده ام زاہد که سر جیب چاک بوستم
کند سر در سہی از طوق قمری حلقه در کردن خرامان چون بستان ایران به و شیم
بگوشم جنگ کلم ناله کمتر کن به گفت لب از فریاد چون بندم که پیچہ مضطر بنوشم
زنی آتش بجان طرزی که می فغان کش سوزان چون سپندم تا زغم پر خطره در گوست
به روش بیدل در کابل گفته
چسان چو گل کند عرض نیاز یار حموشم که رنگ جوہر طاقت گداخت بار خو دوست
نجار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
