Machine transcription
داغ انعام دو رخسار خوانده از یارم
محرم جلوه حسنی من آن صفت کراساوه
نیم او بیمار اما ز تاسف محرم الفت
ز حسن تیره روز می آنچنان دامن کشی دادم
ز حسن شعله رنگ او چنان سوزد و دل گیرم
ندانم با چه افون کرد چشمش مدرک تاکم
برون دشت امکان هم ز عیبی گرد جولانم
اگر زاهد زخاک کربلا تسبیح میگیرد
دماغ فطرت یکتایم زنگ دونی دارد
بکام میشه طرازی کس سراغ ما نمی یآبد
زدور گردش چشمش گهر پیمانه میسازم
که دل از پرتو این سینه ام پر شانه میسازم
نفس ها میکشم اما تن بین نجا نه میسازم
که همچون مرد مک از چشم خوبان خانه میسازم
که من از ان گرد خاکستر گل پروانه میسازم
که از هر دانه انگور صد میخانه میسازم
که من خود را بیاد خش انجیر دیوانه میسازم
بلی زانکو من هم سبحه صد دانه میسازم
از ان رو چون صدف با گوهر یکدانه میسازم
داغ شبنم با ر گرسنانه میسازم
بر طبق بیدل در کراچی گفته
گر در شکت رنگم و ماز بو و نمیرسم
من رسم پیش او که چه ز خویش میروم
زاده پردۀ حیا کوی نگو نمیدود
ز کلفدت سرکشان فیض نه گنجا جران
بر دلب نیر سکنان گوشه چشم کانی است
جلوه حسن بی نشان زنگ فسون نمیدید
چونگه گذشتی از عدد صرف حساب پاک شد
قطرت آوان من از تو مدد طلب کند
ریشه صفت نهال من رو بزمین فرورود
بر در بی نیازیت سجده جنیه از عرف
ساز تر نگ حیم قالب مو نمیرسم
شیم گر آب شد یک جو نمیرسم
موج می پیاله ام قالب جو نمیرسم
قطرۀ آب خنجرم تا بگلر نمیرسم
آبله پای شیشه ام تا بسبو نمیرسم
پاک خویش میروم باز با و نمیرسم
نقطه صرف وحدتم با یک و دو نمیرسم
قطرۀ آب شبنم بتو جو نمیرسم
کشت بدست محتمم تا بنمو نمیرسم
آب نگشته از حیا من بو نمیرسم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
