Machine transcription
۴۵۲
همچو صدف کف گهر از لب بحر میکشم
طغرل انمظف را در مکه نظاره گرد صید
طرزی چوبیدل حزین گفت بدرد با نقطف
تاکه عوض بخامشی گفت و شنید کردهام
مرغ شره بر بگذر باز سغنب کردهام
ای قدست بچشم من خانه سفید کردهام
بر روشن بیدل در کراچی گفته
انقدر از باغ حسنش گل بدامان کردهام
هر ده کم سر رشته دار نبض جعد سنبل است
میکشم آئینه سان بر عکس مردم خط صفا
گرچه طبع نازکش بر داشت تنگ کل ندا
نالم از دل گرانی زیر کوه سرمه ماندم
من چو شبنم فارغم از بند تکلف لباس
در سواد فتنه و آشوب میگیرد پناه
بر گل رنگ بهار ناز دارد سر میکشم
سیر گلشن گل گریبان میرسد تا چون نگاه
بهر عیش بیخودی در شهر بند نیستی
تا بمنزل چون برد کالای بار زندگی
ننگ بوی باغ الفت دارم دشت کجا
طرزی ابروی ناز سر طنز بها کشم
گز برگ کل بخیه بر چاک گریبان کردهام
تا بیاد کا کلش خود را پریشان کردهام
مشق این روشن سواد از چشم گریان ام
هر چه بادا با د عرض دل بجانان کردهام
سیر خواب سایه سنگین مژگان کردهام
پیر هن از نکهت رنگ گلستان کردهام
تا که جاچون سایه در مژگان خوبان دهام
تا بسان غنچه نذر گریبان کردهام
آشیان در کنج چشم حبدلیبان ده ام
چون شرر کهسار را یک سر چراغان کرده
دوش هستی را که من پرهیچ نادان کشدهام
چون رسید بهارم از چشم غزالان ده ام
تا چو مژگان جا بدر چشم خوبان کشدهام
بر طرز بیدل در کراچی گفته
ما نقش غیر از دل خود پاک کردهایم
از لایش صراحی و پیمانه فارغم
تا ول باب حیرت آن کشتهام
گردن برون ز چنبر افلاک کردهام
خود را چو نشه نذر رگ تاک کردهام
سیر جمال صورت ادراک کردهام
سامان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
