Machine transcription
بکوی یار توانی که پی بری غماز می براهی که فروزد چراغ آبها
بر روشن بیدل
تحقیق دبانش بود صد جاعقده در دلها لبش از یک تبسم کرد ما را حل مشکلها
بطوف کعبه کویش براه عجز تا رفتم بسان جاده در آغوش دارم پوش منزلها میدارد
ز بس تاثیر الفت داشت با شمشیر بیدادش چو جوهر صد گره دارد به تیغش رگ بسملها
زبان احتیاج از بهر نان آن به که نکشا جهان یکبوش گرد است آب دیگ نایلها
جمال وحدت از هستی ما نقش عدم دارد نگو گم گشت دریا در میان از جوش ساحلها
بصحرای غمش از وضع رفتارم چه پرسید بدوش ناله ماند جرس دارم محملها
مزن چون غنچه دم از خنده در صحن چمن هرگز چو گل از یک تبسم میرود بر باد محفلها
بر طغرل بیدل
بر عارض تو پیدا است این شبنم عرقها باشد عیان ثریا بر دامن شفقها
از پرده تا جمالت بصورت نما بر آمد اینها چو حباب افتاد در قلقها
تا نرگس چشم مست زده بر کمان کمین بست شد دل زتیر غمزت پیره چو زقها
آن نو بهار خوبی تا سوی باغ آمد گلشن بی نثارش گل کرده در طبقها
یک سطر جان بیاریست فی مکتب عشقیت باشد به پیش رویت این درسها سبقها
اول ورق درین ره سربازیست طغرل دیوان عشق دارد صد جزو زین ورقها
تا گل منوز دار شرم از روی رنگینت آبی بر خ فشاند از شبنم عرقها
از خار ظلم گردون گلین بطرف گلشن از گل بسر گرفته صد آتشین طبقها
طرزی بیخجالت عشقش از زخم داغ پر چون گل سینه دارم زان یخ ناشقها
جواب صایب
میر دارد شوخی حسنت ز بس آرامها چون نهال بیثبات نبض دامها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
