Machine transcription
۳۸۵
ز بس در مجلس رندان ادب ننگ حیا ریزد صدای قلقل مینای می از لب خموش آید
چو جام شیشه و پیمانه را دیدم بدل گفتم کز خیل پری از کوه قاف مینوش آید
ز سانو باده رنگین بسان چشمه میجوشد ز بس خون می از یا دلبعلش بجوش آید
مژگان کشم چشمش دویدم بر لب گفتم سبو بر دوش سرمستی بکوی میفروش آید
بجیب غنچه میغلطد گریبان نگاه من ز بس از ذوق او خون آشنایش بجوش آید
کمان ابرویش را حسن او چندان کشید از هم که نوک گوشهای ابرویش تا بچ کوش آید
ز چشم او بس کیه طوفان کرده پیرامون ز جوش اشک مژگان سرخ بیا بدوش آید
پیش لعل خندانش جو شوکت طرزی از شادی بلب همچون کل شمعم تبسم شعله پوش آید
جواب شوکت در شام شریف گفته
خرامان چون بکلشن آن بت کلرنگ میآید صدای نال بلبل از شکست رنگ می آید
ز شرم آن تبسم رنگ کل زان سان پریده که شور خنده کل از شکست رنگ می آید
بنک بوی کل از ناز صبا پهلو تهی کرده به تنگی خنده از بس زان دهان تنک می آید
بافسون پری زان سان دماغ شیشه نازک شد که از مینای محفل بدوش سنگ می آید
چو نبض لعل طپدار شوق موج باده در ساغر بسوی بزم چون آن ساقی کلرنگ می آید
ازان جو بن موج از صد جا گریبان میدرد دائم که همچون آب سروقامت از چنگ می آید
چو بوی کل خجالت بسکه پیچید در پایم نفس همچون رگ کل از لبم کلرنگ می آید
ز بس مضراب طافت میزند ناخن ستارش صدا از هر دلم بیرون بسان چنگ می آید
چو کوشش سوه ساز مخالف گشته نوبهار نوای نغمه عشاق بی آهنگ می آید
بدلتنگی نفس از لب بدون پیچیده بر خیزد چه سازم این حباب از راه نقب تنک می آید
ز شور میکشان در بزم از بس قصه میبارد بفرق شیشه از آواز قلقل سنگ می آید
چنان طرزی چو شوکت گشته ام دیوانه خوی که از رنجیر هم آواز شکست رنگ می آید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
