Machine transcription
جواب ناصر علی در کابل گفته
بسکه در تنگی دهان تنگ یار مشهور بود
حلقه میم بسم الله نون چشم مور بود
تخم اشک من بکام سبزه در میآید
از محلهای آن لب آب چشم شور بود
غمزه چشم بیما رش بسکه ناخن زود بید
سرمه جای خون روان از دیده ناسور بود
دیده ام از بس نگاه نرگس مخمور بود
هر سرشکم در نظر چون دانه انگور بود
طرزی از کیفیت حسن نمایانش مپرس
چون پری در شیشه و از شیشه مستور بود
جواب ناصر علی در کابل گفته
شب که بر کبک دلم شاهین چشم باز بود
با دو ژگانش دل چون چنگل شهباز بود
شب که چشمش در میان بزم گرم ناز بود
شوخی طرز نگاهش سرمه آواز بود
دیده انجم ام نعمت شکار حیرت
لیک چشم ما سحر بر روی حیرت باز بود
خون حسرت تار رگ طنبور عشرت چنگ داشت
بسکه در قانون غم چنگ فغانم ساز بود
بسکه آن صیاد صید مرغ دل دارد هوس
دل طپید نها بگوشش هم طببل باز بود
طرزی از جوش تخیر در حضور لعل او
بیصدا همچون نکه بر لب مرا آواز بود
جواب صائب در قندهار گفته
از صفا آئینه سان از بسکه دل بیزنگ بود
هر گه آهی بر کشید ار غم بر و چون زنگ بود
نم دکشد تخم گل از امیدم گل نکرد
سبزه نورسته ام گویا بر زیر سنگ بود
غنچه تصویر دارد خنده هر گل از دل
از خیال آن دهن از بسکه دل دلتنگ بود
دی بخواب خویش میدیدم که بختم آرمید
چون شدم بیدار دیدم طره اش در چنگ بود
از خیال عارض گلفام آن گلگون قبا
دامنم از اشک خونین غنچه سان گلرنگ بود
خاطرم از ناز کیها بسکه با در نجش است
باد سینا بردل چون شیشه ام سنگ بود
بسکه یاد ناخن مضراب او در دل خلید
هر رگم مانند تار چنگ در آهنگ بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
