Machine transcription
باسبکباران چوجوش شور دریاتاییم
موج طوفان بهرما سکت روانی میشود
نیمرنگهای حسن روی گلزار هوس
از شکست رنگ مارنگ خزانی میشود
هرکرا باشد هوای سیربام لامکان
آسمانها پیش پایش نرد بانی میشود
مامیواختر دور آغوش تنگی خودیم
وسعت مشرب نگر مکتب جهانی میشود
زخم حسرت بر دل صد پاره من میخورد
سینه هرکس که تیرت را نشانی میشود
باریکهای معما از رگهای ناز
فکر باریک مرا موی میانی میشود
بشکه ما آب از هوای نم طمع صافیست
در گلوهر قطره ایم استخوانی میشود
ناله خاموش ما از ساز قانون ادب
جنبش نظاره ام شور فغانی میشود
چون صدف از حسرت لعل لبت خندان
در کلو هر قطره ایم استخوانی میشود
چون کنم شرم گناه سنگ و غازی عیان
یاد آن لب بردلم راز نهانی میشود
خازی ومیدان تنها شوق پابوس تو دار
نقش پا ییم بهر ما دوست درمانی میشود
بر طبق بیدل در کابل گفته
هر کجا آئینه بار ویش برا بر میشود
دیده اش گرداب اشک اراب عب میشود
زلف چون گرد د نمایان میشود در پیش ما از
هر قدر شب پیش گردد روز کمتر میشود
کر تبسم ریزگرد و لعل جان بخبش زناز
استخوان از خجالت در عرق تر میشود
هر کجی از سوزش دل گریه می آید مرا
اشک بر مژگان من سوزنده اخگر میشود
برسیر زخم شهیدان دم تیغ وفا
بسکه می پیچد بخود شیرجهور میشود
بی اثر نبود اگر سنگ سیه باشد مشل
لال پیش لعل جانخش شیر میشود
بسکه دل از وضع پاس آشنائیها گد اخیست
رنگ در من برهوی خجلت در میشود
ارلب شیرین شور انگیزان شیرین زبان
هرسخن بر لب مرانشد مکرر میشود
انچنانم سوخت حیسم از حسرت ام وصال
مردم چشم سفید و دیده اخگر میشود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
