Machine transcription
جهانی که مادح بود خالق جهان
مادح کجا و مدحت ذات تو از کجا
عذرم پدیر زانکه توئی معذرت پذیر
دستم بگیر زانکه در افتاده ام زپا
ارحم لنا بلطفك يا ارحم الأرحم
اشفع لنا بفضلك يا شافع الورى
از عین لطف و مرحمت ای حقتعاله
بنگر بحال طرزی مسکین بینوا
در تعریف مکه معظمه زاد الله تعالى شرفا
عجب معشوق بی پروا بعالم کرده ام پیدا
بظاهر در میان خلق و باطن بود تنها
بپادامن کشان از ناز ناز جلوه می آید
گریبان چاک و دست افشان خندان آمد نیهانا
قیامت میشود تا یک قدم بردارد از تمکین
سرا پا شور استغنا ز ناز بی نیاز یها
نگار شوخ و شنگ و فتنه سازی سحر پردازی
بلب شیرین برنج رنگین بقد از عالم بالا
زهر کنجی زبس صد رنگ طرز جلوه دارد
ندانم قطره خوانم یا محیط موج یا دریا
بسان کعبه معشوقی سیه پوشی نمیباشد
ولی در چشم ظاهر بین بود چون خانه برپا
تجلی حق از هر گوشه این خانه میریزد
بظاهر گر چه در لفظ است پنهان صورت معنی
جهانی از صفا در سعی طوفش میدود بیخود
گهی نامروه در مرهم گهی تا محره و مینا
ز بس از ناودانش آب سمت میچکد دایم
زفرق تشنگان یکقدرود امواج او بالا
نیاید در بیان توصیف تمکین جلال او
که تا مرگان کشایم بر خشد دل میرود از جا
تعالی الله زشان و شوکت عز و علو او
که بر پایش هستی میکند در سجده شب سرا
صدای ذکر تسبیح خلایق در شبش هر سو
بگوش طارم اعلی رسد در مسجد اقصی
بکفتن بر نیاید تا بکنی روی زیبایش
شنیده کی بود مانند دیده بشنو ای دانا
بر هند میبرد پایی بطوفش هر طرف بینی
غریب و منعم و شاه و گدا و عاشق و شیدا
ازین در هیچکس نومید طرزی بر نمیگردد
در آغوشش تمنا آورد دنیا و ما فیها
مسن مطبعه
نام بردن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
