Machine transcription
میتوانم سکه در دل ناله خرسن میکند
همچو برنجیر مس در سینه شیون میکند
عندلیب طبع چون موزون برآرد ناله ها
صفحه را از معنی رنگین چو گلشن میکند
بر در بتخانه رندی دوش میگفت این سخن
عاقبت عشق بتان ما را بر همن میکند
راست پیمان جهان پرده دار بها عاشق
عیب پوشیها بعریانی چو سوزن میکند
گر ز تاب آتش عشق تو سوزد دل چنین
آه گرم آخر دل ما را چو گلخن میکند
زیر شمشیر مجبت دل مبرمان آرزوی شوق
شمع سان از جمله اعضا سر از گردن میکند
صبحدم گر بی لب خندانت آیم در چمن
غنچه را در دیده ام پیکان آهن میکند
سیکو دار و قصد دل آزردن عشاق خود
یار ما آگاه در هر قصد دشمن میکند
گر صبا خاکدرت را آورد پیش از سحر
چشم تاریک مرا چون صبح روشن میکند
در بیابان جنون طرزی ز فریادم مپرس
بند بندم چون لب زنجیر شیون میکند
جواب صائب در کابل گفته
صافدل چون آب جو بر هر کجی رو میکند
از صفا او را چو خود هم خویش را او میکند
دل بدور روی او وضع پریشانی جوید
میکند آشفتگی چون با و گیسو میکند
چون رود بیرون ز بزم عشرتم آن رشک حور
شمع بزم را سواد چشم آہو میکند
میخورد از بسکه بر خود تاب آن موی کمر
مارکیس از نزاکت مار برمو میکند
از گریبانش عرق کل بوی گلاب آید برون
هر که سرو قد تماشگاه زانو میکند
میکذارد پای بر چشم بتان از روی ناز
از تواضع هر که قامت خم چو ابرو میکند
از دهان کل بگلشن وصف وی او شنید
زان صبا هر دم دهان غنچه را بو میکند
میزند پی در خم ماتم نیازار کوشها
ترک شوخ شخمه کاکل زور بازو میکند
سر مکش از راستی طرزی که در میران عدل
سنگ را با کوهر دردانه باز و میکند
از طبع خود گفته
بها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
