Machine transcription
سخت بیرحم وجفا جو است بمین آن صیاد ترسم اورا بدستم ناکم آزاد کند
کس بسوز دل پروانه نکرید بجوشمع غیر شیرین که فغان بر سر فرهاد کند
زندگی چون بحقیقت نگری بر بادست خاک بر فرق کسی کو طمع از باد کند
جای امنی کجهان گنج قفس ماند بس مرغ دل زان هوس خانه صیاد کند
آسمان گشته کدورت بدلم یاران جمع که مکدر شود انکس که مرا یاد کند
نیست آنی که کسی اتش غم بنشاند نیست خاکی که کسی بر سر خود باد کند
قدر یار از کف طرزی شده اکنون بیرون روی یاران دگر اق ناله ی و بغداد کند
جواب صائب در کابل گفته
در چمن جلوه چو آن قامت شمشاد کند سرو را بر لب جو بنده آزاد کند
تیشه از شرم خجالت نگند سر در پیش بیستون چون سخن کشش فرهاد کند
دل صد پاره چسان تاب نگاهت دارد طره شوخ تو چون رخنه بفولاد کند
سینه آینه را شانه کنی با مژگان چشم بدست توچون مست بیداد کند
نیست بی یاد بگیدم دل حیرت زده ام نو فراموش نی نا که ترا یاد کند
چشم آئینه اگر شوخی حسنش بیند جوهر آئینه را چشم پریزاد کند
تکیه بر حسن مکن تا که نیفتی زمین بر زمین خورد کسی تکیه که بر باد کند
مرغ دل جانب دام تو چنان شاد رود همچو آن طفل که از مکتبش آزاد کند
میکنم ناله بگنجه قفس از دلتنگی که مرا ناله مگر یاد بصیاد کند
نقش معنی تو طرزی بگلستان سخن بی حسرت همه در ناخن بهزاد کند
از طبع حود در کابل گفته
حسن گرم تو چنان کردل ما آب کند جلوه ات آئینه را خیمه سهراب کند
برق حسن تو چنان نور تجلی دارد دل اندیشه اگر کوه بود آب کند
طرق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
