Machine transcription
از طبع خود در شهر قندهار گفته
گفته نی که چندین شعر موزون بسته اند حیرتی دارم که تارش را چه مضمون بسته اند
میزند بر صفحه خورشید پهلو از عروج شاه بیت ابرویت از بسکه موزون بسته اند
مردمان دیده ام از حسرت لعل لبت همچو یاقوت دل صد پاره ام خون بسته اند
هیچ دانی مطربان را چوب دستی از کجاست نغمه های سوز دل بر ساز قانون بسته اند
از لب خندان جام و اشک مینا فارغند می پرستانی که دل بر چشم میگون بسته اند
شاخساران را نشیمن قله قاف فناست عاشقان زان آشیان من گنج بیرون بسته اند
یک سخندان همچو طرزی کو بمرز سخنفت گرچه استادان بسی مضمون کنون بسته اند
بر طبق بیدل در کابل گفته
آنانکه شهپر قدرت شکسته اند چون بخت از طلسم در غنچه رسته اند
روشن دلان زبسکه جبین شان گشاده است بر سنگ مدعواشینه در را بسته اند
آتش دمان زشعله عشق تو دم بدم بیخود بمرغ بر سر آتش نشسته اند
آن بیخودان که بتوز خود چشم بسته اند همچون نگاه از نظر خویش جسته اند
با نغمه ای پرده قانون راستی عشاق سینه چاک بچنگ گسسته اند
خونین دلان که غنچه باغ محبتند پیوسته گرشوند بهم به ز دسته اند
آزرده گان شکسته دلها بجان خرند گلها عذاب الفت رنگ شکسته اند
خوبان همه کجا که گذارند باز ناز عشاق خاکسار بتب در نشسته اند
دلهای عاشقان زدکان در خریداریم چون پسته سینه چاک چو بادام بسته اند
آن بیخودان که سر عرش هم بطارۀ ام از چشم مردمان چو نظر بر جسته اند
از تیغ چرخ خاطر آزاده فارغ است وارستگان خویش درین تیغ دسته اند
بیدل شکسته رنگی طرزی چودید گفت رنگ دل است اینکه بر رویش شکسته اند
جواب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
