Machine transcription
عشق خوبان را بدرد دل فکاران ربطها
لاغری انگشت چون مویم بچشم خارها
صحبت گل نکحت و آزار دارد وصل خار
بوی گل را گر صبا از نسترن بیرد بیار
که بروی گل کهی بر غنچه میخند د زناز
بر دل روشندلان یا بد ددئمی کوه بلاست
بر من از نزدیک تکلیف تماشایش مکن
طرزی گر عزت همیخواهی از ان مه رو متاب
شانه از خم چگر با زلف الفت میدهد
ماه نو را ناتوانی بال شہرت میدهد
خوب و بد هر یک حنا با هم صحبت میدهد
بر دماغ ناز کش گرد کدورت میدهد
شبنم از تر دامنیها میا د شربت میدهد
عکس در ائینه رنگ زنگ کلفت میدهد
دیدنش با کی حیا از دور رخصت میدهد
خاکساریهای آن مه تاج دولت میدهد
جواب شوکت
گل را چو نظر بر گل دستار تو افتد
از رشک شود غنچه گل آب چو شبنم
در دیده خفاشی شودش سایه مژگان
چون شبنم گل بر رخ گل آب فشاند
شاداب شود چون رگ گل هر مژۂ او
یابد دل بیمار شفائی با شارت
مانند صدف بحر کشد در یمن کوشش
از بزم تو چون غنچه نظر بسته گذشتم
سنجیده سخن گو گهر افغان سخندان
طرزی بگذر از سر پر کار که داری
از شرم شود آب برخسار تو افتد
گر سایه گل بر قدس تا ر تو افتد
آنرا که نظر بر گل گلنار تو افتد
انرا که گذر جانب گلزار تو افتد
چشمی که بخاک ره دیوار تو افتد
گر یک نظر از نرگس بیمار تو افتد
گوشی که در و گوهر گفتار تو افتد
ترسم بغلط چشم بر خسار تو افتد
شاید که عدد در پی گفتار تو افتد
ترسم که مبادا بکسی کار تو افتد
بردوش بیدل
غنچه واری گر زناز آن لعل خندان بشگفد
دل چو گل از شوق دامن تا گریبان بشگفد
در چمن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
