Machine transcription
٢٨١
کس زابروی کجت جان بسلامت نبرد
بشکه شمشیر ترا غمزه ببراب دهد
بم چین بخت زلفت بخطا می گذرد
نافه را خون جگر غوطه بخوناب دهد
گر از پرده رخ خوب تو بی پرده شود
خار دیوار گلستان کل سیراب دهد
بی زاندیشه اسباب جهان سنگی گرد
دل کر خون شود درخت سیلاب دهد
اینقدر خون نبود در دل خونین طراز
کباب تشنه شمشیر ترا آب دهد
جواب میرزا بیدل همدل او کار کله
دل ببندی خطت جان میدهد
دل چه باشد دین دایمان میدهد
در غمت دل مدتی خون میخوررد
دیده غمدیده تاوان میدهد
گرچه جان بخش است انفاس مسج
فیض لعل دلگشت جان میدهد
یک یک بوست دهم ما نقد جان
جان فدایش سخت ارزان میدهد
ترک چشمت دل رنا از مرده
میزا با بمر کان میدهد
باد با ما شرح گیسوی ترا
میدهد اما پریشان میدهد
می کشم از تیغ نوسر کو چو شمع
میرود سر داو سامان میدهد
میزند لعلش صلای می با
باده اندر باد مستان میدهد
این بود طرزی اگر سیلاب اشک
عاقبت مارا بطوفان میدهد
جواب کلیم همدانی در عین جوانی گفته
هر کس که دل بجلوۀ دلدارسیدهد
گویا که طعمه در دهن مار سیدهد
زنجیر زلف نست دیوانگان عشق
این سل کسی نه بهشیار میدهد
امروز آستین مژه دیده دور کرد
ابی مگر بدامن گلزار میدهد
هر خنده که لعل شکر ریز او کند
ما را نمک بسینه افکار میدهد
زخم دلم که تیز تو با پرکشید هچیست
با دلب تو بوسه بسوفار میدهد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
