Machine transcription
جواب کلیم در مشق شام گفته
انچه در دل کند ذوکر زبان میکرد این نه رازیست که در سینه نهان میکرد
گشایه چوده لب زانکه ببازار سخن از زبان این مه دیوانه بیان میکرد
بیش کم هیچ تفاوت نکند وقت ضرر در کف حکم قضا عار سمان میکرد
دیده از بسکه بحال دل من میگرید از بن هر مژهام اشک دوان میکرد
خال بر گوشه ابروی تو دیدم گفتم این چه زاغیست که بر دور کمان میکرد
خال شوخ تو مگردزهدل عشاق ست که نهان بر لب ان تنگ دهان میکرد
تا بکردیم تبره نکنم مهربان از خجالت مکرم شت کمان میکرد
ساعود کشیده پیمانه و مینا و سبو همه بر گرد سر پیر مغان میکرد
بر عداق من شوریده دل تلخ دهان چین ابروی تو حلوای منان میکرد
بر در بسکه بعشق تو رندی میکند گر خورد سیب ازین باغ جوان میکرد
بسکه خورشید زماه رخ او میشد همزمان شت سرقره نهان میکرد
میتواند بسکه بمن چشم زدن دشوارست مژه بر دیده من کوه گران میکرد
طرزی بیتاب بخود ناب بود همچو کلیم بسکه در خاطرم آن کوی بیان میکرد
جواب صائب در مشق شام گفته
چنان دل در هوای زلف او دیوانه میگردد که همچون هاله زنجیر باز و لانه میگردد
بدور ترک چشم فتنهخیزان مژگانش خم محراب ابرو گوشه میخانه میگردد
سر برد از زلفش مو بمو این مرغ دلم دارد نفس با چاکهای شانهاش شانه میگردد
چو نور چشم با این قرب مهجرد غم زدیدارش چه شد از مردمی با من اگر بیگانه میگردد
دل از ناز نگاهش بسکه شور سرخوشی دارد چو مژگان گرد چشم او بسر مستانه میگردد
زبس نور محبت کرده روشن چهره جانش بجای اشک در شمع من پروانه میگردد
بجای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
