Machine transcription
ساقی پیاله گرندهد کو بده که یار
از یک نگه تلافی صد خم شراب کرد
پیکان ناوک مژهاش آب سیل داشت
معموره دل من ازان رو خراب کرد
وانم که آفتاب رخت بر سرش نتافت
بختم که زیر سایه زلف تو خواب کرد
تا دل سبزه بود بمن لطف مینمود
چون نال ربود دست بماز و عتاب کرد
آن خال نیست بر رخ جانان که دست صنع
این نقطه بر صحیفه حسن انتخاب کرد
کابستم تیر غمزه زنی که به تیغ ناز
بسکه کسی بعاشق خود این عذاب کرد
طرزی دهد زلخت دل و پاره جگر
هر گه که چشم مست تو میل کباب کرد
جواب صائب در کابل گفته
هر که روی خود کبود از سیلی استاد کرد
میتوان صد مصرع موزون چو سر آزاد کرد
نونهال بی برم از سنگ طفلان فارغم
در چمن بجا صلی ما را چو سرو آزاد کرد
تیشه زان سد یک ستمها بر دل کوهکن نکرد
آنچه با تصویر شیرین تیشه فرهاد کرد
عندلیبم را چمان صیاد بند و در قفس
آه گرم رخنه چون در بیضه فولاد کرد
بهتر از صد کعبه باشد پیش اهل معرفت
هر که در راه محبت یکدلی آباد کرد
ربط زلف شانه را وا شد در بازار حسن
باغبان زان عمر صرف خدمت شمشاد کرد
روی آزادی نبیند تا ابد از دام غم
هر که از قید گرفتاری مرا آزاد کرد
رفته است از خاطر صیاد طرزی در قفس
یاد او بادا بخیر آنکس که ما را یاد کرد
بر طبق بیدل در کابل گفته
بسکه برق جلوه حسنش دلم پر نور کرد
جذبه دم را بحیرت راز کل طور کرد
بسکه چشمم نسخش شد سرشار دوشت
در میان شیشه می را چون پری مستور کرد
داشت از بس دلخراشی چشم مستش در نگاه
کاوش مژگان او زخم دلم ناسور کرد
در حریم دل برای نغمه قانون عشق
از سر منصور مطرب کاسه طنبور کرد
همت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
