Machine transcription
لب خون از رنگ یاقوت بکشود
بدندان قیمت در عدن برد
تبسم کرد و بر جسم نمک ریخت
تکلم کرد و آرام زمن برد
دل سرگشته ام را دست و پاست
بستار زلف در چاه ذقن برد
قد شمشاد در بستان برافراخت
روان از قالب سرو چمن برد
رخ چون ماه در محفل برافروخت
فروغ حسن ماه از انجمن برد
نشد تا و امن زلف تو گیرم
بگاک این آرزو مشک ختن برد
دل ناشاد طرزی دور از ان لب
چه حسرتها که با خود در کفن برد
در حین اخراج هندوستان بشالکوت گفته
چون در تصویر نگه رنگ تماشا می پرد
از شره نظاره بر خود گریبان میدرد
بر نفس جان دگر باد بهاری بی چمن
چون دم روح القدس در مریم گل مید
در گلستانی که خندد حسن او چون نو بهار
خون بهای صد چمن بر یک ادایش میخرد
بسکه میخواند فسون زنگ حسنش در چمن
رنگ گلشن در طلسم بوی گلها میبرد
سرو خم چون حلقه ای طوق قمری میشود
چون چمان سرو چمانش جانب گلشن بپرد
پیش سرو و بلبل و قمری و گل فضل بها
آیت خوبی بکفت خط برون می آورد
بسکه لعل دلکشت شیرین دهان افتاده است
آرزو پیش تو حسن حسب تمنا میبرد
تا که از حقش مبادم پیش روی غنچه ردا
رنگ گل غدار چون شبنم گلشن میبرد
طرزی نتوان خواب خرگوشی زهم ان چشم را
آهوی من همچو غزال از سایه خود میبرد
در شام شریف گفته شد
بر خلاف وعده اش هر کس دل و جان میدم
نفع سود مایه نقصان بنیاد ان میدم
بسکه خوبان را بود حرف فراموشی بیاد
مفت عهد عدلت را بیاد ان میدم
بی ثباتی های مکتب آن رنگین مزاج
یاد رنگ بوی گلهای گلستان میدم
به
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
