Machine transcription
پیش چشم در حصار و قد و خد خوشت جانم
مراغ از رشک سرین سرو دارغوان دارد
زبس نازک مزاجیها اگر کل بر رخش خندد
چو نرگس با من غمدیده آن مه سرکران دارد
مده دل را بچشم او که از بس ناتوانیها
دو چشم نیم مستش از نگه بارکران دارد
شرار آتش عشقت چومیگوید فغان کش
سپند نا ارام اخر چسان ضبط فغان دارد
اگر کل کرد جوش حیرت از وصلم که بینی
چو سیماب آینه صد رنگ بیتابی بجان دارد
بهر دیدن جمالی بر رخسار کل ریزد
چسان از جوش غیرت طرزی مسکین فغان دارد
به طرز بیدل در کابل کفته
کسی در بزم رندان چو ساغر آبرو دارد
که چون مینا سر تعظیم در پای سبو دارد
مکر آن شاخ کل امروز سوی باغ می آید
که کل چون غنچه از شرم رخش ستی برو دارد
چنان چشم فسون سازش دل افسانه میخواند
که این دیوانه شب تا صبح با خود گفتگو دارد
بکلشن باغبان چند ین مکن کل در سینه باز
بهار غنچه ات چون عارضش رنگ و بو دارد
چه شدکر ساحر از افسون پری در شیشه می بندد
که افسون کاری رندان پری را در کدو دارد
ز بس در کشکو و در چرخش جام و مینا را
ببزم می پرستان شیشه قلقل در کلو دارد
چسان سازم بمدعوی میان چین زلفت
که یارم در کمر جای میان از ناز مو دارد
بقدست این سفروشان مبر د تپای خم طرزی
کسی کو دست قدرت زیر سر همچون سبو دارد
بر طبق بیدل در قندهار کفته
بیطاقتی ما چقدر حوصله دارد
کز رفتن دل پای جرا آبله دارد
چون آینه از بسکه شدم محو جمالش
دل از نفس سرد کشیدن کله دارد
یکدم شش راست نشد بهر فراغش
زاهد خم دوشی ز پی فاصله دارد
گردیده به بندی بجز از دوست نبایند
تار مژه بر داشت ده وله دارد
تهمت تنهی بر من و دلدار بدوری
نظاره ز چشمت چقدر فاصله دارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
