Machine transcription
از طبع خود در سفر بکدو کلکتہ گفتہ
بسان غنچه وطن هر که در چمن دارد چو لاله خون بدل و خنده بر دهن دارد
سزد که روشنی چشم انجمن گردد چو شمع سوز جگر هر که در سخن دارد
بکید زخم لبم ناوکت بدان لذت که طفل کوچکی انگشت در دهن دارد
زبان لاله بگلشن همین ترانه زند که غیر داغ چه حاصل کس از چمن دارد
ہزار مرتبہ بد دانه چینی موری زخاتمی که برد دست اہرمن دارد
چو یار عزم سفر کرد از برش طرزی چه حاصل انکه کسی جای در وطن دارد
جواب کلیم در قندہار گفتہ
بسکہ داغ فراق تو دل بجان دارد فراغت از کل و گلزار و بوستان دارد
ز ناوک ستم چرخ کی ہراسد دل بدست تا ابروی دلدار تا کمان دارد
چه حاجتست بمشاطہ حسن شوخ ترا بگو کجا کل خورشید باغبان دارد
نشان آن دہن از ہر کہ خواستم گفتا نگار موی میانت کجا دهان دارد
بکام خسرو د فرهاد جان شیرین تلخ از آن شکر که دهانت بلب نهان دارد
کسی که دید رخ خوب و قد دلجویت نظر کجا بکل و سرو بوستان دارد
نکذار کس ست کران از ان چیزی که چشم شوخ ترا نشہ گران دارد
بہر صباح دلم زخم ناوکش بوسد کہ یادگار ازان یار بی نشان دارد
ز دست نالہ طرزی که از فراق تو داشت ز ابر پنبه بکوش تو اسمان دارد
بر روش بیدل در قندہار گفتہ
مگر صیاد من عزم شکار دیگران دارد که دل در بر چو بسمل تپید بها بجان دارد
بدل تیری که اندازی دیگر نتوان برن کردن که دل تیر ترا چون غنچه در استخوان دارد
سر شمع وفاداران قضا راه سوختن گیرد که آن بیچاره در راه محبت یک زبان دارد
بکش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
