Machine transcription
زبان خنجر فرهاد گفت باخسرو
که شورخنده شیرین لب شکر شکند
زشهد وصل تو مژگان من بهم نچسید
زهم خلاص نکرد و چو گریه بر شکند
منافع دوجهان نقد سود می آرد
کسی چراز خوداز بهر او سفر کند
برای کار کشائی دیگران یارب
مراچو درهم و دینار دربدر کند
گلیم بخت که طرزی دمی نمیگذرد
کهار دل آن مژه شوخ تیر بدر شکند
من سابع مطبوعه
دران گلشن که از نار آن چمن رخسار برخیزد
باستقبال او بوی گل از گلزار برخیزد
ز شرم روی و قدت گل نشیند سرو در خیزد
بلی از نیستان می بینه و بیمار برخیزد
بنظار بر گل رویش غلط انداز اندازم
نگاهم چون رگ گل از مژه گلنار برخیزد
نمک در دیده بادام ریزد خواب شیرینش
سخن جای گران سنگی شکر گفتار برخیزد
ز شور جذبه لبهای میگون می آلودش
صدا رنگین برنگ شیره از کوهسار برخیزد
مکران چشم خواب آلود راهم زدن بیدار
که خواب سرگران از چشم من بیمار برخیزد
خرد در طوق قمری از خجالت سر در گلشن
چو قد جلوه پردازش پی رفتار برخیزد
بگلشن گر صفای صبح حسنش پر تو اندازد
نگه روشن زچشم رخنه دیوار برخیزد
بجلوه ای که حرف وی بگویش تخم سازم
سخن رنگین تر از گل از خط طومار برخیزد
چسان گلشن کین ساده کار یار من دافد
که جنس این زمین بر کنده گلدار برخیزد
زشهر اشنائی نقد جنس عشق می آید
متاع درد خوبان کی ازین بازار برخیزد
مکرده چون قبادل زخم عشق ایئی طرزی
اگر صد سال رابده بافش دستار برخیزد
من آثاره
هر محفل که حرف آن لب شکر شکن خیزد
عبارت چون نبات مصر شیرین از دهن خیزد
بیادش هر که شب با دیده بیدار میخوابد
ز بالین صبحدم چون غنچه گل پیرهن خیزد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
