Machine transcription
مردم رو د بسوی عدم چون تو میرسد
آتش بجث زار وجود است از دمت
خواندی با تسکو درسی برهان جهل عی
آثار خیر و شر ز تو پوشیده جمالی
تقویم سعد زا بخط طالعت نداشت
طرزي سخن اتش شومی او مگو
این هم بآب تیر خامه الطاف مخدوم است
مار جحیم خود نفس چین سموم است
کشف الفات جهل کتاب علوم است
بر دیده ات خشاوه جهول و ظلوم است
منحوس هیات تو مهبط نجوم است
طبع شرير او شرر شمع موم است
بر در مشق خواجه حافظ در کابل گفته
در میکده یا رآمد از نشه می سر مست
بدست زجام حسن بر چین غضب ابرو
در پای خم از مستی پیمانه و مینا را
گفتم که چه دستی است ای ترک کمان ابرو
سر دست گرفتم جان انداخت بزیر پا
گفهم که بدست جام چون است نکویم شان
در خون جگر سازم بشم چلو در خار
با ابر و چشم او یکبار نظر بازی
بگشود بروی من از غیب در رحمت
این مصرع حافظ را طرزی مچن میکردنت
بر دوش کمان کمین شمشیر جفا در دست
چون سرو زجا برخاست چون غنچه زیباست
چون جام دل آمدان بشکت و دو تکه است
لنجا و رست باز تیری که دلم خه است
پایاس نهادم سر افگند کجا گم است
بخشا که بعفوم پوش جان لیت بکویم فرام
یک قطره ز عین سینا برخاست چاو در کات
بگزید که چون بدست تا تیر و کمان بند است
هر در که بروم بیانه زدی صد تر است
از قد بلند او بالای صنوبر پست
سجواپ شوکت در د علی گفته شد
بلکه پا خورده حنا از دوست
دست از شرم دو جا روی بیا
غنچه تا دست نگارین تو دید
زان بهار دو بها از دو ست
یکدست حیا از دوست
میکند چاک قبا از دوست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
