Machine transcription
۱٤٥
سخت جانسوز است یارب شعله بیداد طرا ما شراب اید گل در دیده پیمانه سوخت
دل نه تنها سوخت زمی از لب میگون گر نگاه نیم مستش هر سر میخانه سوخت
از طبع خود در قندهار گفته
طرح رفتن با چویارم رنگ با بیگانه ریخت دیده برهم ز اشک حسرت صد هزارانه ریخت
رفت تا با هر من صیادم و صیدم نکرد خون فشانمد از دیده دام و خاک بر سر دانه ریخت
خانام بر دوستی چون حبابی میرود بسکه چشمم در فراقت اشک در کاشانه ریخت
بسکه دل در حلقه زلف تو بر هم ریخته است زیبها دلها ی خونین جا بگی از شانه ریخت
از استین دانسم دست در باغ بوستان خون دل از بسکه چشم در غم جانانه ریخت
چون گشاید عقده زلفت با نگشت خیال گر کشاد عقد زلفت پنجه ای شانه ریخت
از میان تا چشم مستت اخت مستی بند کرد دور از ان لبهای میگون باده از پیمانه ریخت
دامن خورشید طPrintزی بک چین ریخت اشک خونین بسکه از چشم این دل دیوانه ریخت
در وطن شام گفته
تنها شیشه دل را شکست و ریخت شد مست دساغر و خم و مینا شکست و ریخت
دیشب بیک کرشمه که از روی ناز کرد اسباب عیش ما همه یک جا شکست درریخت
جام امید و ساغر سر ریز ارزو از ناز و عیش چشم تمنا شکست و ریخت
بر روی غنچه رنگ برنگی شکست باد گردید ساغر دل گلها شکست و ریخت
می خشک شد شیشه ز بس اضطراب دل جام ز دست شوق تمنا شکست و ریخت
طوفان گریه ام نزد چون ز دیده جوش در دانه ام زجش دریا شکست و ریخت
مانند جام پر دل چون آبگینه ام از دستم اوفتاد ز صد جا شکست و ریخت
طبع دول د امید دست د ارزو غم خمره را بزیر کف پا شکست و ریخت
پای خیال و خاطر اندیشه زخم شد از بس سفینه شیشه دلها شکست و ریخت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
