Machine transcription
۱۶۳
ياد او آئينە سان در سينە تو ان كشتن است هر كه از رنكیبی معنی سرا پا ساده است
دور شد از منزل مقصد بصد فرسنكها هر كہ صحرا كرد راه مد عای افتاده است
موج حسرت يك سره كردن گذشت از ذوق در ره سيل فنا هر كس جو من استاده است
كر زپشت بام نه كردون درافتد نشكند هر كه از طاق طلب سا دہ د لی افادہ است
نيستم مركز بدا و بنده و ازا د بند داده دا و خدا طرز بیلی خود داده است
بر روش بیدل در کامل کھر
در كف غفلت دل بیدار ما فرسوده است نا شره باز است پرواز كھ اسو دہ است
دل مصفا كی شود بی نفی واثبات نفس زنك از آئینھا بی سعی مصقل سوده است
در تہ هر غنچه و در تای هر كل میخورم تا دم با كم چوبوی كل بنفس الوده است
روی شرم از سواد الوجه خواهد سر شت سایه بخت سيا هم زاده هر دوده است
در كلسستان بھار خاطر دلكسير ما غنچہ دعوای حقاقت كل بكشاده است
بسكه آه از همنشینهای دل دارد صفا از نفس آئینه دلهای پاك الوده است
در ترازوی عیار نیستی سنجيده شد هر كه از قلبی تسلا یان زر اندوده است
در میان ما آو در بود و نا بود است حرف سایه و خور شید یكجا بوده و نابوده است
سیفی خواهی كذرا نو ستگاه زندگی در دیار ما و من طرز بی دل آسوده است
بر طبع بیدل در غزنین کله
در دام موج می دل هر كس كه بستہ است پای نتش نه بند غم و غصه رستہ است
يك دل زما خبار لالی ندیده است خاكم بسان كرد بكجا ئی نشستہ است
تا دل شكت آب دو چشمم ندیده است می راد كر قرار بكجام شستہ است
از قطرهای خون دل و اشك ديده ام روی كلی بباغ ندیم كه شسته است
از نوك ناوك مژۂ جان كذ ار تو يك دل ندیدہ ام كه چو با دام خستہ است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
