Machine transcription
ماه مردم بین بود دل نور حق بیند مدام در صفا امینه خورشید حیران دل است
در کلستان جهان یک یک ازان کل کز سید شاخ کل ان کل خودر و بوستان دل است
در بهار وصل اوجای هزار و ساریست بلبل خوشخوان بان عندلیبان دل است
برطرف ای کشته چشمان ارچه سرکردان دوید سمت الوان عالم چیده برخوان دل است
چون زذکر نام او خاموش کر دم تاز در ازل با یاد اوسباق پیمان دل است
از برای دل غفلت ز کا فر نعمتی است جان بمانان بیزمان مردم شناخوان دل است
احتراز از صحبت ناقص کردن لازم است باد اغیار مخالف تیغ سوزان دل است
از علو عظمت دل من چکویم پیش تو اسمان چون بیضه پنهان زیر دامان دل است
پرموچون بان ذکر ثنای او کند زان که یاد اور روان در هر رک جان دل است
من طبعه
هنوز دلبر من از سفر نیامده است ز مصر مار نبات شکر نیامده است
چو برق از سر من این شب تار کذت راه هنوز طره او تا کمر نیامده است
بطرز لذت جان باختن نمیدانی که یار بر سر تو مخبر نیامده است
چنین که از نظر لطف یار مهجوری برویت اهل نظر را نظر نیامده است
چو برک کل کف پای تو از چه رنگین است مرا که خون دل از چشم تر نیامده است
کر کمتن عشاق بسته تنک میان اکر چه دوش میان تا کمر نیامده است
دلم بسینه چوسیماب میطپد بیتاب هنوز اثیرات در نظر نیامده است
زانتظار کشد سر و باغ سر در جیب قدت بناز بگلشن کر نیامده است
دلم چو سینه غربال از چه سوراخ است خدنگ ناز توام بر جکر نیامده است
چنین که اینه از شوق محو دیدار است زکنج خانه کر یار بر نیامده است
چو خون مرده ز جا بک قلم نمی جنبی زورق بررک تو نیشتر نیامده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
