Machine transcription
بسکهبیگانه ام از صورت تمثال دویی
عکسهم از آینه چون شخص جدا افتادهست
بهر صیدم چه کشی منت صیاد دگر
ارزو دام و تمنای دلم صیادست
دل چو تصویر ترا دید بنقاش بخیال
گفت فکر تو بتصویر کشی استادست
کیست جز ناله که احوال غریبان گوید
قاصد گوشه نشینان عبث فریادست
بر رخ بحر خیال تو ز حیرت چون موج
هر سر موی من از خویش جدا افتادهست
عاشقان تو به بیداد و جفا خورسندند
داد خواهان ترا داد رسی بیدادست
زلف اگر سر کشد از روی توای شوخ مرنج
زلف مشکین تو با مشک خطا همزاد است
از دلم دجله فیض است روان همچو فرات
آب سر چشمه این لطف ز بغداد است
مدح صائب کنم از مصرع تبریزے
که ز تردستی او ملک سخن آباد است
در راه بیت المقدس گفته شده
دل ز دست گریه کرد پناه خراب افتادهست
همچو شبنم خانهام بر روی آب افتادهست
خاکساران در او را بچشم کم مبین
ذره ام هموزن سنگ آفتاب افتادهست
گشت تفسیر جلالین خجالت میوار
سر خط از لغزے بس در پیچ و تاب افتادهست
یار خندان تاز چشم گریه الودم گذشت
جیب هر اشکم چو شبنم در گلاب افتادهست
تر نمیکردد بآب گریه کام خشک ما
گرچه ما گردن چو حباب در تیاب افتادهست
در میان مطلع دیوان حسن نو خطان
بیت ابروی طب دپ بیجواب افتادهست
تیره بختان درت چون سایه از افتادگی
بگذر و بالا بلند از آفتاب افتادهست
با چراغ نفس با اینقدر خم گشتهام
امشب تارم زکف نقاش مساب افتادهست
تا ز هستی بگذر و چابک بملک نیستی
پیک عمرم زان برفتن در شتاب افتادهست
فیض نور روشنی باشد متاع کلبهام
خانه ما زیر پای آفتاب افتادهست
طول و عرض و عمق خط خالها زان صفات
مرکز پرکار دورش با شتاب افتادهست
کام دریا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
