Machine transcription
۹۹
اگر که شب چو سحر منیرست خورشید است
که جای خنده برون آرد از دهن مهتاب
ببزم ماه نومن گشاده رو آید
که پشت سایه من نمیشود کهن مهتاب
بشب زخانه خرامان ببزم ما گذر
زآسمان بپای کند وطن مهتاب
بنامه وصف کراکرده رقم طرزی
که صفحه چرخ برین گشته مبرهن مهتاب
انتخاب از صبح کردم مطلعی چون آفتاب
صادقم بی کذب میگویم که میگوید جواب
زلف مشکین ترانام که از بس پیچ و تاب
میداوند ریشه نازک معنی از آفتاب
تا صفای موج حسنت را بدقت میگرد
بحر عینک می نهد برچشم از جام حباب
گر باین لبهای خندان سوی گلشن بگذری
غنچه گردد بدست باغبان انگشت مرآب
ماهتاب از هاله روشـنتر نماید شام تار
زلف مشکین چون بماه عارضت کردی سحاب
عاشق بیچاره با این عشوه سازان چون کند
لعل شان گرم قسم چشم شان بد مست خواب
در هوای بوسه پای نگارین کسی
میپرد از شوق همچون دیده چشم حباب
از رگ یاقوت اگر کام دل حاصل کند
از لب خاموش او هم میتوان بردن جواب
خواب چشمش زبس از سحر سنگی کند
چون شره ظاهر بود در چشم او رگهای خواب
زان هم گر دوکشیهای که با ساغر کنند
خون مینا گر بدست افتد بنوشم جای آب
در بدشتر بگذار رعیت در ائین عشق
مدعا خواهی بیابی دل ازین درد و عتاب
خواهی آسان بگذری از نقب سوراخ گهر
ناتوانی رشتهای تار خود هموار تاب
تنگ روزی را بنظر بر تنگدستیها بود
کرده ام چون خال از ان گنج لبش را انتخاب
هر که میخواهد که خواند شعر رنگین مرا
همچو گل باید دهان را شست با آب گلاب
خواهش بیجا بطرز مذهب رندان خطاست
پیش مستان کن قناعت بطرزی بوی کباب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
