Machine transcription
خنجر بکش بحنجر فرزند مصطفی
شرمی نکرد کار کن ای شمر نابکار
خون گلوی شاه شهیدان طراز
در جویبار لاله که روید بهر بهار
از تیغ ظلم شمر برافکنده ز پا
ای چرخ سروهای گلستان مصطفی
بند یازدهم
از تیغ شمر نعش حسین علی تر است
جسمش ز زخم همچو سپهر پر اختر است
شاهی که بادوش پیمبر همی نهاد
بالین او ز نیزه و ز خاک بستر است
آن نبی که چشم خدا از وی حجاب داشت
روی برهنه در نظر شمر کافر است
اصغر که جای شیر شکر می مکید دوش
امروز زاب آهن و پیکان لبش تر است
یک سو نوای حشرت شادی قاسم است
یکسو بخون فتاده تن چاک اکبر است
داماد را به پیش عروس جوان کشی
ای زال چرخ ظلم تو با آل حیدر است
از آه زار و ناله کلثوم بینوا
نی گوش چرخ بلکه سماک تا سما کر است
زینب ز قحط آب گر خشک کام بود
عالم ز آب اشک دو چشم ترش تر است
زین غم نه پشت طاقت زهرا خمید بس
پشت سپهر و قامت افلاک چنبر است
چوب جفا بلعل لبش آشنا مکن
شرمی کن ای یزید که سبط پیمبر است
طرزی ز خوف آتش دوزخ ترا چه باک
در حشر یاور تو شفیعان محشر است
یارب ز ظلم شمر بنالیم یا یزید
زین سان که جسم شاه شهیدان بخون کشید
بند دوازدهم
خاموش طرزی که دل خلق داغ شد
عالم ملول گشت و جهان بیدماغ شد
خاموش طرزی که درین دار سپیدار
از خون حلق آل نبی دشت باغ شد
خاموش طرزی که درین دشمن انجمن
از باد تیغ شمر جهان بیچراغ شد
خاموش طرزی که بود خون شادمین
هر لاله که رنگ گل باغ و راغ شد
خاموش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
